تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
و اما قول او ( ما يُرِيدُ الله لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ ) تا آخر آيه تنبيه است بر آن كه حكمت در ايجاب وضوء و غسل در حالت قدرت وايجاب تيمم در حال عجز تخفيف است بر عبادت چنان كه شريعت پيغمبر ما صلَّى الله عليه وآله وسلَّم مبنى است بر آن و پيغمبر ما مبعوث است از براى آن و كلمه من در ( مِنْ حَرَجٍ ) از براى بيان مفعول ( لِيَجْعَلَ ) است يعنى ( ليجعل شيئا واجبا عليكم من حرج ) يعنى تا بگرداند چيزى را واجب بر شما كه آن چيز تنگى است و دور نيست كه من زايده باشد بعد از نفى وبرين تقدير من حرج مفعول ليجعل باشد يعنى تا نگرداند حرجى را بر شما ( 1 ) و ظاهر آنست كه لامها از براى بيان غرض است ومفعول ( يريد ) مقدر است يعنى ما يريد الله ايجاب هذه الطهارات ليجعل عليكم من حرج و لكن يريد ذلك ليطهركم وليتم نعمته عليكم يعنى غرض خداى تعالى از ايجاب وضوء و غسل و تيمم وضع حرج نيست بر شما بلكه تخفيف است و توسعه بر شما و تطهير شماست از نجاست حكميه كه حدثهاست چنان كه متبادر است از تطهير شرعا ونيز غرض خداى تعالى از ايجاب طهارات مذكوره به تخصيص تيمم اتمام نعمتست بر شما به تطهير ابدان وقلوب شما وتكفير ذنوب شما بر وجه سهولت وآسانى . و كلمه ء لعل ( 2 ) موضوع است از براى ترجى يعنى اميد داشتن و شك نيست كه
هامش
( 1 ) مخفى نماند كه كلمه من ، من بيانيه است به اين معنى كه خدا اراده از اين تكاليف ( طهارات ثلث ) تا اين كه بگرداند ضررى بر شما كه حرج باشد ، چون كه كلمه ء على دلالت مىكند بر ضرر و كلمه ء من حرج بيان نوع ضرر مىكند وبناء بر اين من زائد نباشد وشايد كه گفته ء ما با گفته اول مصنف در نتيجه توأم باشد چون كه عليكم در محل مفعول واقع شده است و كلمه ء من حرج به منزله ء بيانست . ( 2 ) بلكه كلمه ء لعل در امثال مقام براى علت به كار رفته است و به جهت اين كه شكر از افعال اختياريه است به كلمه ء ترجى اداء فرموده و بنا بر اين مجاز هم لازم نمىآيد .