هر گاه جنابت طارى شود مكلف را غسل جنابت واجب شود خواه واجب باشد برو عبادت ديگر وخواه واجب نباشد .
يا آن كه وجوب او مشروط است به عبادت ديگر كه مشروط باشد به طهارت مثل نماز وطواف بيت الله و غير آن .
اكثر فقهاء مثل ابن ادريس برآنند كه وجوب غسل جنابت مشروط است بوجوب عبادت ديگر .
و بعضى مثل شيخ جمال الدين رحمة الله عليه مطهر برآنند كه مشروط نيست فاما در وضوء و باقى غسلها و تيمم اتفاق دارند فقهاى اماميه رضى الله عنهم بر آن كه وجوب او مشروط است به عبادت مشروطه به طهارت .
واكثر فقهاء استدلال كرده اند به آيت مذكوره برين وجه كه جمله ء غسل معطوفست بر جمله ء وضوء وجمله ء تيمم معطوفست بر ايشان ( 1 ) پس ظاهر آنست
هامش
( 1 ) مراد مستدل اينست كه آيه ء غسل ( وإِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا ) عطف بر آيه ء ( فَاغْسِلُوا ) است و آيه تيمم معطوف بر فاغسلوا است پس هر يكى محكوم به حكم شرط ( إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ ) مىباشد آن وقت وجوب غيرى استفاده مىشود يعنى زمانى كه قائم به نماز شديد و در آن وقت با جنابت بوديد پس غسل و يا تيمم كنيد .
ولى اين استدلال بى مورد است زيرا اگر عطف بر فاغسلوا مىبود آن وقت اعاده ء فعل شرط لغو مىباشد از جهت كفايت قول او ( جُنُباً فَاطَّهَّرُوا ) چنانچه او مرضى گفته بدون اعاده ء فعل شرط پس اعاده ء فعل شرط دليل است كه عطف بر جمله ء فعل شرط او ليست كه فاذا قمتم إلى الصلاة فاغسلوا مىباشد بنا بر اين وجوب نفسى مىشود نه غيرى .