تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
ممسوحه باشد نه مغسوله بلكه تقدير اول اظهر است زيرا كه نصب است بفعل اقرب . و اما رابع از جهة آن كه جر جوار بعيد است چه نادر الوقوع است در كلام فصحاء وبلغا بلكه محققان علماء عربيت نفى كرده اند وقوع او را در كلام عرب مطلقا وتوجيه كرده اند مثل قول خداى تعالى ( عَذابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ ) را به آن كه مراد يوم اليم عذابه است بحذف مضاف ومىتواند بود كه اسناد اليم به ضمير يوم مجاز باشد از قبيل اسناد فعل به زمان مثل ( صام نهاره ) وبرين قياس است توجيه قول ايشان جحر ضب و از زجاج نقل كرده اند كه گفت جر جوار در قرآن واقع نمىشود زيرا كه مناسب شأن قرآن نيست ونيز گفته اند كه جر جوار مشروطست به آن كه موجب التباس نشود چنان كه در مثالين مذكورين واقع است بخلاف اين آيت زيرا كه جر جوار اينجا موجب التباس است چه احتمال دارد كه معطوف باشد بر محل رؤسكم . و اما آن كه صاحب كشاف گفته است كه نيز التباس نيست از جهة آن كه تحديد به كعبين دالست بر آن كه ارجل در تحت امسحوا داخل نيست زيرا كه مسح را حدى نيست در شرع پس ارجلكم معطوف برؤسكم نتواند بود . كلاميست در غايت ضعف و فساد زيرا كه دعواى عدم تحديد مسح در شرع با آن كه ظاهر آيت مستدعى تحديد مسح ارجل است ظاهر البطلان است و از اينجا معلوم شد فساد آن كه صاحب كشاف در توجيه قرائت جر گفته كه ارجلكم به جر عطف است برؤسكم ليكن مراد از مسح ارجل غسل ارجل است مجازا به قرينه ء تحديد زيرا كه تحديد مسح در شرع واقع نشده و در اين تعبير تنبيه است بر منع اسراف در غسل ارجل كه مظنه ء اسرافست غالبا زيرا كه دعواى عدم تحديد