هشتم - آن كه قول او ( وأَرْجُلَكُمْ ) را نافع وابن عامر وكسائى وحفص به نصب خوانده اند و باقى قراء به جر
وبهر دو قرائت دلالت مىكند آيت بر وجوب مسح پايها چنان كه مذهب فقهاء اماميه است اما قرائت جر ظاهرتر است زيرا كه برين تقدير متعين است عطف ( ارجلكم ) بر ( رؤسكم ) كه مدخول مسح است و اما قرائت نصب از جهت آن كه برين تقدير ظاهر آنست كه ارجلكم معطوف باشد بر محل ( رؤسكم ) كه نصب است بر مفعوليت به واسطه ء حرف مثل ( مررت بزيد وعمراً ) وبعيد است عطف او بر وجوهكم بنا بر آن كه عطف شىء بر اقرب ظاهرتر است از عطف او بر ابعد با آن كه برين تقدير موافق مىشود قرائت نصب با قرائت جر در معنى و شك نيست كه توافق قراءتين مهما أمكن اولى است واحسن پس از دو وجه ظاهر آنست كه ( ارجلكم ) به نصب معطوف باشد بر ( رؤسكم ) به اعتبار محل نه بر ( وجوهكم ) به اعتبار لفظ .
ومؤيد اين معنى است روايات مشهوره مثل آن كه روايت كرده اند از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وسلَّم وامير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود : ( يأتى على الرجل الستون او السبعون ما قبل الله منه صلاة قيل له وكيف ذلك قال لانه يغسل ما امر الله بمسحه ) يعنى مىگذرد بر مرد شصت سال يا هفتاد سال وحال آن كه قبول نكرده است خداى تعالى از وى هيچ نماز را در آن مدت گفتند مر امام عليه السّلام را كه چه گونه است اين كه مىفرمايى گفت از جهة آن كه مىشويد چيزى را كه امر كرده
هامش
2 - اين كه كلمه ء ( وارجلكم ) عطف به محل ( برؤسكم ) گرديده وبديهى است كه حكم سر مسح است نه غسل و به مقتضاى عطف حكم پاها هم مسح باشد نه شستن .
3 - اين كه اگر مسح به معناى شستن باشد استدلال اهل سنت بجواز غسل در پاها با روايتى نقل شده كه حضرت در وضو پاهايش را بشست از بين خواهد رفت زيرا ممكن است كه مراد از غسل مسح باشد با لفظ غسل گفته از جهت توهم ترادف .