است خداى تعالى به مسح آن .
و مثل اين روايات بسيار است بلكه اجماع اهل بيت عليهم السلام واقع است بر آن وجمهور مخالفين مخالفت اهل بيت . نموده وجوب غسل پايها را اختيار كرده اند واستدلال نموده اند به قرائت نصب ( ارجلكم ) زيرا كه برين تقدير معطوف باشد بر وجوهكم كه منصوبست به اغسلوا واو نيز در بحث ( اغسلوا ) داخل شود يا مفعول فعل مقدر باشد يعنى واغسلوا ارجلكم مثل ( علفتها تبنا وماء باردا يعنى وسقيتها ماء باردا ) .
قرائت رفع ( ارجلكم ) را كه بطريق شاذ واقع شده مؤيد قرائت نصب شمرده اند وقرائت جر را توجيه نموده اند برين وجه كه جر جوارست مثل قول خداى تعالى ( عَذابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ ) به جر اليم و مثل قول عرب جحر ضب خرب به جر خرب و ديگر استدلال كرده اند به آن كه غسل رجلين قول اكثر امت است پس او حق باشد وپوشيده نيست نزد عقلاء كه اين مقدمات به غايت ضعيف است .
اما اول از جهت آن كه قطع معطوف از اقرب با بعد بى ضرورت قبيح است و از اينجا هيچ ضرورت نيست زيرا كه جايزست كه معطوف باشد بر محل رؤسكم بلكه اين ظاهرتر است چنان كه ظاهر شد . با آن كه فصل اجزاء جمله بر جمله ء اجنبيه مستهجن است ومناسب كلام بلغا نيست چه جاى كلام معجز نظام ملك علام .
و اما ثانى از جهت آن كه ارتكاب حذف بى قرينه قبيح است ومناسب كلام بلغا نيست و ظاهر كه اينجا قرينه نيست كه دلالت كند بر اغسلوا بخلاف قول ايشان علفتها تبنا وماء باردا قرينه ء تقدير سقيتها واضح است .
و اما ثالث از جهة آن كه بر تقدير رفع جايز است كه تقدير كلام وارجلكم
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 26
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٢٦