آن چه مانده از مرفق كه سر استخوان بازو باشد .
هفتم - آن كه كلمه ء با در قول او ( بِرُؤُسِكُمْ ) صله ء هيچ نيست
زيرا كه متعدى بنفس است بلكه بمعنى الصاق است مثل مررت بزيد يعنى الصاق كند مسح را به سرهاى خود يا زايد است ( القى بيده ) چنان كه منقولست از ابن جنى نحوى و اما آن كه نقل كرده اند از ابو على فارسى وفخر الدين رازى كه هر گاه كلمه ء با متعلق باشد بفعل متعدى بنفس بمعنى تبعيض باشد تا فرق باشد ميان ( مسحت المنديل ) ضعيف است زيرا كه استاد فن غريب است انكار كرده است وقوع با تبعيض را در كلام عرب در هفده موضع از كتاب خود وابن جنى گفته است كه آن كه بعضى گفته اند با بمعنى تبعيض مىباشد سخنى است كه هيچ كس از اهل عربيت قايل نشده به آن و فرق ميان مثالين مذكورين منحصر نيست در تبعيض وعدم تبعيض بلكه ممكن است فرق بوجوه ديگر چنان كه مخفى نيست .
ليكن روايت صحيحه زراره ( 1 ) از امام باقر عليه السّلام كه فرمود ( فعرفنا حين قال برؤسكم ان المسح على البعض من الرأس لمكان الباء بطولها ) در كلينى مذكور است يعنى پس دانستيم در حينى كه گفت خداى تعالى ( بِرُؤُسِكُمْ ) آن كه مسح واجب سر بر بعض سر است از جهة كلمه ء با دالست بر آن كه كلمه با در مثل اين مقام بمعنى تبعيض است ( 2 ) و بر هر تقدير آيت مذكوره دلالت مىكند بر وجوب آن چه اسم
هامش
( 1 ) در وسائل ج 1 ص 290 ( از صدوق به اسناد خود از زراره از حضرت باقر ( ع ) در فقيه ج 1 ص 30 در علل الشرائع ص 103 در فروع كافى ج 1 ص 10 در تهذيب ج 1 ص 17 در استبصار ج 1 ص 33
( 2 ) حرف با مانند ساير حروف براى ايجاد ربط وعلاقه وضع شده هر يكى نحوه ء ربطى ايجاد واحداث مىنمايد هر چند در بعض موارد ربط ايجاد شده با معناى اسمى