تعالى اقربست به بنده از رگ جان او به اعتبار احاطه ء علم وقدرت او به او چنان كه فرموده كه ( نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ) ( 1 ) يا از جهت تعظيم مدعوست يا هضم نفس داعى و كلمه ء ( أيّ ) اسميست مبهم كه مذكور مىشود جهت فصل ميان حرف نداء ومنادى معرف بلام وموصول تا اجتماع آلتين تعريف حقيقة يا حكما لازم نيايد واكثر نحاة برآنند كه موصوفست به منادى مذكور و بعضى برآنند كه موصولست ومنادى مذكور بحذف مبتداى صله است يعنى يا أيها ( هو ) الذين آمنوا وها حرف تنبيه است از جهة تنبيه زيادتى بشأن حكم مذكور بعد از ندا آورده ( وآمنوا صله الذين ) است كه موضوع است از براى غائب پس اختيار غيبت در صله مقتضاى اصل باشد والتفات نباشد اگر چه او را خطاب يا تكلم عارض شده باشد چنان كه محققان علماء عربيت تحقيق نموده اند بلكه اگر خطاب يا تكلم عارضى موصول را اعتبار كنند وصله را موافق آن ايراد نمايند التفات باشد چنان كه مرويست از امير المؤمنين عليه السّلام كه در بعضى رجزها فرموده ( انا الذي سمتني امى حيدرة ) وقول او ( إِذا قُمْتُمْ ) جمله ء شرطيه است وقول او ( وإِنْ كُنْتُمْ ) عطف است برين شرطيه يا بر شرطيه كه جزاى اين شرطيه است چنان كه عن قريب معلوم خواهد شد وبرين قياس است قول او وان كنتم مرضى وقول او ما يريد الله استينافست از براى بيان غرض از احكام مذكور ازين جهت معطوف نشد بر آنها و همچنين قول او ( لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) به منزله ء استيناف است از براى بيان حكمت در غرضهاى مذكوره ( 2 )
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 12
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص١٢
هامش
( 1 ) آيه 16 سوره ء 50
( 2 ) يعنى امر به طهارت ( وضوء و غسل و تيمم ) از جهت اراده ء ضيق وحرج در دين نبوده است بلكه براى طهارت ونظافت شما تشريع گرديده وباين تشريع اراده ء تتميم نعمت است چنانچه اگر واجد ومتمكن از استعمال آب نباشيد آن وقت تيمم به خاك را بدل از وضوء و غسل قرار داده است تا اين كه در مقابل نعمت خدا وى را شكر بنماييد يعنى ( لتشكروا الله على نعمة التشريع بما يجب عليكم