گردد واشعه ء لمعات التفات خورشيد صفات برو تابد و به يمن اين عنايت بىغايت اشتهار تمام يابد و نفع او به خواص وعوام و اصل شود و ثواب آن به روزگار فرخنده آثار نواب كامياب همايون اعلى عايد گردد ( انه بالإجابة جدير وعلى ما يشاء قدير وهو نعم المولى ونعم النصير ) .
بدان كه مفسران آيات احكام متعلقه به اعتقادات اصليه را كه اصول خمسه عبارت از آنست ايراد ننموده اند ومتصدى تفسير آنها نشده اند ( 1 ) وتخصيص فرموده اند كلام در اين مقام به آيات متعلقه به احكام فرعيه وظاهرا وجه اين تخصيص آنست كه مطلوب در اصول خمسه يقين است وخلافست ميان علماء اصول در آن كه دليل نقلى افاده ء يقين مىكند گاهى يا اصلا افاده ء يقين نمىكند و معلوم نيست كه آيات مذكوره افاده ء يقين مىكند يا نى ؟ ؟ ؟ . با آن كه معظم اعتقادات اصليه موقوف عليه ادله ء سمعيه است پس اگر مستفاد شود از آن دور لازم آيد ( 2 ) بنا بر اين مقدمات بنده ء داعى نيز متابعت ايشان نموده متعرض آيات اصول نشده و به آيات فروع اكتفاء كرده به ترتيب كتب فقهيه ايراد نموده و اين كتاب را بتفسير شاهى مسمى گردانيده والله ولى التوفيق وبيده ازمة التحقيق .
هامش
( 1 ) جمعى از اعلام شيعه ء اماميه مثل علامه ء مجلسى ره در بحار الأنوار والكاشاني فى الوافى و غير اينها آيات متعلقه بر مسائل اصوليه را ضبط واستدلال به مسائل اعتقاديه نموده اند ولى كتابى مستقل در اين موضوع ممثل نگرديده است ومراد مصنف شايد از قول اين كه متصدى تفسير آنها نشده اند اين معنى باشد نه اين كه اصلا متعرض بتفسير آنها نشده اند .
اميد اين كه در اثر توفيق بارى تعالى اقدام بتفسير آيات التوحيد و ساير آيات متعلقه بر اعتقادات بنماييم چون كه مدتى در اشتياق آن هستم و قسمتى از آن هم جمع آورى گرديده است ( فالمرجو من اخواننا المؤمنين ان يدعوا لي التوفيق بإهداء ما نويت إلى الجامعه ) .
( 2 ) ابدا مستلزم دور نمىشود زيرا استدلال بر اصول عقايد خمسه به آيات قرآنى بعنوان ارشاد به مطالب عقليه است نه بعنوان دليل نقلى به اين معنى كليه آيات متعلقه بر مسائل اعتقاديه مطالب