حالتى كه بى وضوء باشيد پس بشوييد رويهاى خود را ودستهاى خود را تا آرنجها و مسح كنيد سرهاى خود را وپايهاى خود را تا بلندى پشتهاى پاى و اگر باشيد جنب پس غسل كنيد و اگر باشيد بيمار يا مسافر يا بيايد يكى از شما چيزى را كه غايطست يعنى حدث غايط از شما واقع شود يا مباشرت كنيد با زنان پس نيابيد در اين صورتها آبى كه صلاحيت وضوء يا غسل داشته باشد پس قصد كنيد روى زمين پاك را جهت تيمم پس مسح كنيد بعض رويهاى خود را و بعضى دستهاى خود را از آن روى زمين پاك نمىخواهد خداى تعالى در امر شما به طهارت دشوارى تا بگرداند بر شما مشقتى وتنگى و ليكن مىخواهد طهارت شما را تا پاك گرداند شما را از نجاست حكميه كه حدث عبارت از آنست و تا تمام گرداند نعمت خود را بر شما به طهارت وعبادت به آسانى در اين سهم تا آن كه شكر كنيد منعم حقيقى را كه خداى تعالى است .
بدان كه كلمه ء يا از حروف نداست وخلافست ميان علماء عربيت در موضوع له او بعضى گفته اند كه عامتر است از نداء قريب وبعيد و بعضى گفته اند كه موضوع است از براى نداى بعيد و استعمال او در نداى قريب بر سبيل مجاز است ( 1 ) وبرين تقدير استعمال او در نداى عباد مر خداى تعالى را ونداى خداى تعالى مر عباد را از جهت بعد مرتبه ء خالقيت است از مرتبه ء مخلوقيت اگر چه خداى
هامش
( 1 ) در فن اصول ومباحث الفاظ تحقيق يافته است كه حقيقت ومجاز از اوصاف الفاظى است كه داراى معانى مستقله باشند و بنا بر اين حروف مثل هيئت واعراب موضوع بر معانى مستقله نيستند بلكه اطلاق معانى از باب تساهل است چون كه حروف موضوع براى ايجاد روابط است و روابط مستقل در مفهوميت نيستند زيرا كه صلاحيت محكوم عليه ومحكوم به ندارند چنانچه اطلاق اين كه حروف دلالت بر معنى مىكند هم تسامح است وبالجمله حقيقت به استعمال لفظ در معناى موضوع له را گويند و حروف چون كه داراى معانى مستقله نيستند متصف بحقيقة ومجاز نمىباشند .