آن كه حج وهدى وقلائد است در او واقع شود يا مراد جنس شهر حرام است و آن چهار ماه است رجب وذو القعده وذى الحجه ومحرم .
ومراد از هدى حيوانى است كه در حج مىرانند بسوى كعبه يا منى جهت ذبح او آنجا وتصدق او .
ومراد از قلائد چيزهائيست كه در گردن آن حيوان بندند مثل كفشى كه در او نماز كرده باشند ومعطوفات مذكوره معطوفاتند بر مفعول جعل الله به اين معنى كه گردانيد خداى تعالى شهر حرام را وهدى را وقلائد را اسباب قيام مردم وفوايد دنيوى واخروى ايشان ( 1 ) پس آيت مذكوره دلالت مىكند بر اعتبار شهر
هامش
( 1 ) بودن كعبه قيام بر مردم ( براى قوام مصالح جماعت ) به چند وجه است :
1 - اين كه اهل مكه در هر دوره محتاج به اعاشه هستند و خدا كعبه را محل حضور مردم قرار داده تا اين كه اهالى مكه از آمدن آنها استفاده نمايند .
2 - اين كه كعبه و حرم را محل امن قرار داده تا اين كه به واسطه ء اين امنيت و اجتماع مردم اصلاح حال خودشان نموده وقائم به مصالح اجتماعى مىباشند .
3 - اين كه كعبه را كنگره ء اسلامى قرار داده تا اين كه به وسيله ء اجتماع مردم از بلاد بعيد وظايف دينى را انجام داده با حط ذنوب و رفع درجات وكثرة كرامات قائم به تعظيم شعاير دينى باشند .
4 - اين كه به واسطه ء اجتماع از بلاد بعيده به اصلاح امور جامعه قيام نمايند به سبب تعليم مناسك حج و تعليم وظايف اجتماعى و رفع ظلم وحفظ امنيت وتشكيل وحدت دينى ومذهبى امور جامعه را اصلاح نمايند و معلوم است كه قوام امور جامعه گاهى بكثرة منافع باشد و گاهى به واسطه ء رفع مضار و گاهى بحصول دين وتحصيل سعادت و گاهى به نشر آيين و احكام دين و گاهى به واسطه ء رفع ظلم ودادخواه و گاهى به تشكيل وحدت دينى مىباشد پس همه ء اين وجوه قيام به اصلاح جامعه است يا للاسف مسلمانان به اين نكات ملتفت نيستند نه در بلاد خودشان و نه در كعبه ( بيت الله الحرام ) ( وبالجمله جعل الله الكعبة والشهر