شتران صف زده چنان كه در نحر شتر مقرر است و بعضى قراء صوافى خوانده اند يعنى در حالتى كه آن شتران صافى وخالص باشند از براى خداى تعالى و بعضى صوافن خوانده اند از صفون اسبان بمعنى يك سم برداشتن ايشان چنان كه در نحر شتر واقع مىشود گاهى .
و وجوب در لغت بمعنى افتادنست ومراد از افتادن شتران مفارقت روح ايشانست بعد از نحر .
ومراد از قانع كسى است كه راضى باشد به آن چه به او داده اند وگدائى نكند از قناعت بمعنى رضا دادن به آن چه به او داده اند و طلب ناكردن زيادتى .
و از ( معتر ) كسى كه متعرض گدائى شود از اعتراء بمعنى متعرض كارى شدن .
و ظاهر صيغه ء امر وجوب اكل واطعام است از گوشت شتران كه در حج قربانى كرده شوند و آن در قربانى حج تمتع است بقول اصح چنان كه بعضى روايات صحيحه نيز دالست بر آن .
و اما در قربانى حج قران وقربانى كه غير حج كه اضحيه گويند اكل واطعام از گوشت آن سنت است اولى آنست كه مراد از بدن شتران قربانى حج تمتع باشد به قرينه ء سوق كلام كه در بيان حج است وافضل اقسام حج ، حج تمتع است .
ومراد از ( كلوا منها ) وجوب اكل باشد از ثلث آن .
و از ( أَطْعِمُوا الْقانِعَ والْمُعْتَرَّ ) وجوب هديه كردن ثلث ديگر آن و وجوب تصدق كردن ثلث ديگر آن چنان كه عنوان قانع ومعتر مشعر است به آن .
وبرين تقدير آيت دلالت مىكند بر وجوب تثليث هدى تمتع بر وجه مذكور چنان كه مختار محققان اصحابست هم چنان كه دلالت مىكند بر وجوب
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 382
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٣٨٢