كه مشتمل است بر عبادات بدنيه وماليه وتجرد از شهوات جسمانيه وتوجه بسوى خداى تعالى و وجوب او از ضروريات دين است ومباحث او سه نوع است
نوع اول در وجوب اوست
و در او دو آيتست :
الاية الاولى قوله تعالى فى سورة آل عمران : ( إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وهُدىً لِلْعالَمِينَ فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ ومَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً ولِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ومَنْ كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ ) ( 96 - 97 ) يعنى به درستى كه اول خانه اى كه بنا كرده شده است و راه راست نماينده است مر اهل عالم را در اين خانه است علامتهاى روشن داله بر حقيقت او مثل مقام ابراهيم و كسى كه در آيد در اين خانه ايمن شود از مكروهات ومر خداى تعالى راست حق واجب بر ذمه ء مردم طواف آن خانه يعنى بر ذمه ء كسى كه توانائى رفتن داشته باشد بسوى او و كسى كه كفر ورزد و حق واجب به جاى نياورد به غضب وسخط خداى تعالى گرفتار آيد زيرا كه خداى تعالى بى نياز است از اهل عالم .
بدان كه بعضى مفسران گفته اند كه سبب نزول اين آيت آن بود كه بعد از تحويل قبله از بيت المقدس به مسجد الحرام يهود تعرض مىرسانيدند وتفضيل مىكردند بيت المقدس را به مسجد الحرام پس خداى تعالى اين آيت را جهت رد ايشان فرستاد
هامش
( وقس على هذا باب فعلل وتفعلل ) وعدم تبادر مطلق قصد به گفته ء ما و معناى عام باصطلاح مصنف دليل وامارت حقيقة شرعيه لفظ حج در معنى شرعى نمىشود زيرا كه تبادر از حاق لفظ نيست بلكه به قراين مخصوصى است خواه لفظى وخواه مقامى و اين تبادر در عرف اهل شرع است نه در اصطلاح شرع وعلاوه اين قبيل تبادر دلالت مىكند كه مطلوب شارع قصد مخصوصى است نه اين كه معنى ديگرى است كه شرع لفظ را از موضوع له اصلى خود نقل و بر معناى ديگرى وضع نموده است چنانچه تفصيلا در اصول و در مباحث فقهيه بيان كرده ايم .