تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
حالتى كه رد مظالم مىكرد يعنى حقوقى كه از مردم بظلم و ستم گرفته شده بود واپس مىداد به ايشان گفت كه ( ما بال مظلمتنا لا ترد ) . يعنى چيست حال مظلمه ء ما كه واپس داده نمىشود بما وچرا حق ما را كه از ما بظلم گرفته اند بما نمىدهيد هارون گفت كه چيست آن حق شما كه بظلم از شما گرفته اند ، اى ابو الحسن آن حضرت فرمود كه در آن وقت كه خداى تعالى فتح كرد بر پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم قريه فدك و ساير مواضع خيبر را فرو فرستاد بر آن حضرت اين آيت را كه وآت ذى القربى حقه ليكن معلوم نشد كه مراد از ذى القربى كيست پس جبرئيل عليه السّلام برگشت بسوى آسمان وپرسيد از خداى تعالى معنى ذى القربى را پس وحى فرستاد خداى تعالى بسوى پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم كه بده فدك را به فاطمه عليها السلام پس پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم طلب نمود سيدة النساء را وگفت كه خداى تعالى امر كرده است مرا كه فدك را به تو دهم سيدة النساء گفت يا رسول الله قبول كردم از خدا و از تو بعد از آن امام كاظم ( ع ) قضيه ء مجادله ء ومكابره ء ابو بكر وعمر با سيدة النساء را در باب فدك بيان فرمود پس گفت هارون آن حضرت را كه حد كن فدك را وبگير پس حد كرد امام ( ع ) فدك را پس گفت هارون كه اين فدك كه حد كردى بسيار است و از اينجا معلوم مىگردد كه مراد از ذى القربى در اين آيت مطلق اقرباء پيغمبر است ( 1 )
هامش
( 1 ) يعنى مراد از ذى القربى در آيه ء ( وآتِ ذَا الْقُرْبى ) و آيه ء ( وإِيتاءِ ذِي الْقُرْبى ) مطلق قرابت پيغمبر است خواه امام باشد و يا ساير قرابات و اما در آيه ء خمس ( واعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ ) الخ خصوص ائمه است نه مطلق قرابت و آن چه به نظر مصنف مىرسد در خصوص حمل اين دو آيه را بر مطلق قرابت روايت على بن اسباط است و آن هم دلالت ندارد كه مراد از ذوى القربى در آيه ء بنى اسرائيل ونحل مطلق قرابت است و آن چه امام در حدود فدك توسعه فرمود نه راجع به فدك است و نه راجع به تحديد ذى القربى است بلكه مقصود
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 323 | أبي الفتح الجرجاني / ميرزا ولي الله الاشراقي