تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
يعنى اى گروه مؤمنان باطل مگردانيد صدقه هاى خود را به منت نهادن بر آن كس كه صدقه مىدهيد او را و به آزار رساندن به دو مثل كسى كه نفقه مىدهد مال خود را از جهت خود نمائى به مردم و ايمان نمىآورد به خداى تعالى وبروز قيامت پس حال آن كس كه نفقه مىدهد مال خود را بطريق رياء و ايمان نمىآورد به خداى تعالى در روز قيامت مثل حال سنگ همواريست كه بر روى او خاك نشسته باشد پس برسد آن سنگ را باران بزرگ پس بشويد روى او را از آن خاك وبگذارد او را پاك و بى خاك قادر نيستند آن منافقان كه تصدق مىكنند مال خود را به ريا بر تحصيل ثوابى از جهت آن تصدقات كه با رياء وعدم ايمان كرده اند يعنى روز قيامت ثوابى نخواهند يافت از براى آن وخداى تعالى راه راست نمىنمايد بطريق اجبار جماعت كافران را ( 1 ) ( بدان كه ) قول او ( كَالَّذِي ) حالست از فاعل ( لا تُبْطِلُوا ) يا مفعول
هامش
( 1 ) مراد از آيه ء شريفه بطلان صدقه است از جهت منّ وايذاء مانند بطلان انفاق ريا كارى كه ايمان به خدا و روز رستخيز نداشته باشد وازين آيه مستفاد مىشود كه ريايى كه موجب زوال اخلاص به خدا باشد مبطل صدقات وانفاق است و اما بطلان اعمال خواه از قبيل عبادات و يا از قبيل حقوق ماليه زكات و خمس و ساير صدقات باشد در صورتى كه ريا در اينها موجب زوال اخلاص نباشد مبطل آن اعمال نمىشود مگر از جهت اجر و اما لزوم قضاء پس معلوم نيست از جهت اين كه جمله ء ( ولا يُؤْمِنُ بِالله ) الخ حاليه است معنى چنين مىشود مثل رياء كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان نياورده است و اما كسى كه ايمان آورده به خدا و روز قيامت و عمل را به اخلاص آورده عمل آن صحيح است هر چندى كه داراى اجرى نيست خصوصا در حقوق ماليه مثل زكات وكفارات از جهت آن كه اينها از نحوه ء عبادت نيستند و بر فرضى كه از قبيل عبادت باشند رياء بر دو نحو است يكى آن كه عمل را بعنوان ارائه به مردم بياورد ولى معتقد به خدا نيست البته اين نحو ريا مبطل عمل است و اما اگر به قصد عبادت به خدا و به قصد اداء حقوق ماليه اليه بياورد ولى بخواهد به مردم هم نشان بدهد عمل خودش را آن وقت خالى از اجر باشد ولى ذات آن عمل باطل نمىشود به جهت محفوظيت اخلاص به خدا چنان كه در فقه بيان كرده ايم .