مراد از عفو آنست كه زياده آيد از قوت اهل و عيال .
و بعضى گفته اند كه مراد از عفو بهترين وفاضلترين مالست .
وپوشيده نماند كه آيت بر تفسير اول دلالت مىكند بر وجوب رعايت حد وسط در انفاق و مال تا نه افراط باشد و نه تفريط و بر تفسير ثانى دلالت مىكند اگر منسوخ نباشد بر استحباب تصدق به آن چه زياده باشد از قوت سال چنان كه در اخبار كثيره وارد شده و از اهل بيت عليهم السلام مكرر واقع گشته و بر تفسير ثالث دلالت مىكند بر افضليت تصدق بر اهل و عيال و كراهت تصدق بر غير ايشان با وجود احتياج ايشان و بر تفسير رابع دلالت مىكند بر استحباب آن چه لذيذتر ومرغوبتر باشد چنان كه از امام حسن عليه السّلام مرويست كه تصدق مىكرد از شكر و چون وجه آن را پرسيدند فرمود كه من دوست مىدارم شكر را وخداى تعالى فرموده كه : ( لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ) .
يعنى نخواهيد يافت ثواب كامل را تا آن كه تصدق كنيد از آن چه دوست مىداريد و در قول او العفو دو قرائتست يكى رفع بنا بر آن كه خبر مبتداى محذوف باشد يعنى ( ما ينفقونه العفو ) يعنى آن چه نفقه مىكنند عفو است يعنى مىبايد كه عفو باشد و ديگرى نصب بنا بر آن كه مفعول فعل مقدر باشد يعنى ( أنفقوا العفو ) يعنى تصدق كنيد عفو را وقرائت اول مبنى بر آنست كه ما ذا ينفقون نيز جمله ء اسميه باشد وقرائت دوم مبنى بر آن كه جمله ء فعليه باشد تا بر هر تقدير جواب مطابق سؤال باشد چنان كه در جواب ( ما ذا صنعت ) مقرر است و در علم نحو مبين است .
الاية الخامسة قوله تعالى فى سورة البقرة ايضا : ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ والأَذى كَالَّذِي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ ولا يُؤْمِنُ بِالله والْيَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا والله لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ . ) ( 264 )
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 311
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص٣١١