تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
در بيست و چهارم واصح آنست كه انزال قرآن در شب بيست و سوم ( 1 ) بود كه شب قدر است و ظاهر آنست كه قول او اشهر مفعول به شهد است زيرا كه شهود بمعنى حضور است و آن متعديست وضمير ( فَلْيَصُمْهُ ) راجع است به شهر كه مفعول فيه فليصم است زيرا كه صوم لازم است ليكن اين حكم مخصص است به آن چه قبل ازو و بعد ازو مذكور شده از حكم روزه ء مريض و مسافر و غير آن از حكم صغير ومجنون ( 2 ) وحايض و نفساء و مثل اين پس آن كه صاحب كشاف شهود را بمعنى اقامت تفسير كرده از براى اخراج مسافر والشهر را نيز مفعول فيه داشته نه مفعول به مناسب نيست واعراب رفع در : ( شَهْرُ رَمَضانَ ) يا به سبب آنست كه مبتداست وخبر او ( الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ ) است يا : ( فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ) است يا به سبب آنست كه خبر مبتداى محذوفست و آن هى است يعنى آن ايام معدودات ماه رمضانست يا به سبب آنست كه بدل يا عطف بيان الصيام است بتقدير مضاف يعنى ( صيام شهر
هامش
( 1 ) بنا بر نزول قرآن در رمضان اشكالى متوجه باشد چون كه بعثت حضرت رسول ( ص ) در بيست هفتم رجب بوده و اول سوره ء كه نازل شده سوره ء اقرء باسم ربك الاعلى الخ و معلوم است كه قرآن در مدت بيست سال تمام شده است پس بنا بر اين قول به نزول قرآن در ماه رمضان تناسب با تاريخ نزول قرآن ندارد . ( 2 ) البته معلوم است بر ارباب بصيرت تفاوت حكم صغير ومجنون با مسافر و نفساء وحايض زيرا كه صغير ومجنون اصلا داراى شرايط تكليف كه عقل وبلوغ باشد نيستند و اما مسافر و نفساء وحايض داراى شرايط تعلق تكليفاند ولى داراى مانع از امتثال هستند و از اينست كه پس از حضور بر وطن وزوال عذر حيض و نفاس روزه را قضاء مىكنند هر چند از قضاء نماز هم معذور هستند پس اگر مكلف نبودند قضاء روزه پس از زوال موانع از امتثال لازم نبود .