وجوب قتل مستحل ترك نماز لازم نيايد مگر بضم مقدمات ومعونة روايات پس اولى آنست كه مسأله ء مذكوره را بدليل ( 1 ) اثبات كنند و ظاهر آنست كه خلاصه ء استدلال مذكور جارى است در مستحل ترك زكات .
الاية السابعة قوله تعالى فى سورة البقرة : ( يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ والَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) ( 21 ) يعنى اى گروه مؤمنان عبادت كنيد پروردگار خود را آن چنان پروردگارى كه آفريده است شما را و آنان را كه پيش از شما بوده اند تا پرهيزكار شويد از معصيتها بدان كه ( الناس ) در اصل الاناس بوده همزه را حذف كردند ولام تعريف عوض ازو آوردند چنان كه در الله لكن ناس بى همزه شود در سعت كلام يعنى اناس يعنى آدميان بخلاف لاه كه مستعمل نشود در سعت كلام ازين جهت توسط كلمه ء ميان الناس و حرف ندا واجبست تا اجتماع دو حرف تعريف لازم نيايد و
هامش
معلق ومشروط گرديده با مجموع توبه و اقامه ء نماز واداء زكات وتخلية السبيل عبارة از عدم قتال و ترك جنگ است ( وبانتفاء واحد من هذه الشروط ينتفى المجموع وبانتفاء المجموع ينتفى الامر بتخلية السبيل فيجوز القتال باستحلال ترك واحد من الثلث ) فافهم وتدبر .
( 1 ) علاوه از مفهوم شرط آيه ء قتال آيه ء 31 سوره ء روم و آيه ء 7 سوره ء فصلت دليل بر اتصاف تارك نماز و مانع زكات به شركست هر چند مستحل نباشند و با اين حال مشمول حكم ساير مشركان هستند واظهر خواص آنها وجوب قتل است و اين هم از اخبار مستفاد مىشود با ملاحظه ء شرايطى كه در قتل ارباب كباير مراعات شده است چنانچه در كتاب حدود خواهد آمد .