ومخفى نماند كه اين استدلال موقوفست بر آن كه مراد از تخليله ء سبيل كافران ترك قتل ايشان باشد و اين خلاف ظاهر است ( 1 ) بلكه ظاهر آنست كه
هامش
نمىباشند بلكه وجوب قتل آنها از جهت انكار ضرورى دين است و از اينست كه خصوصيت به استحلال ترك نماز وزكاة ندارد بلكه استحلال ترك روزه ء ماه رمضان و حج مانند انكار ساير ضروريات دين موجب قتل است وبالجمله از آيه ء شريفه عليت استحلال ترك نماز در جواز قتل كجا مانده وجوب آن مستفاد نيست مگر اين كه گفته شود كه مجرد ترك نماز وزكاة موجب شرك است چنانچه از آيه ء 31 از سوره ء روم ( مُنِيبِينَ إِلَيْهِ واتَّقُوهُ وأَقِيمُوا الصَّلاةَ ولا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) يعنى زارى كنندگان باشيد به سويش وبترسيد از او وبپا داريد نماز را تا نباشيد از مشركان .
از اين آيه مستفاد مىشود كه اگر براى خدا اقامه ء نماز نكنند از مشركان مىباشند زيرا اقامه ء نماز و تقوى را دين قيم شمرده است خدا در آيه ء سابق . و هر كه ترك كند از دين قيم خارج و داخل به شرك شود ( و از آيه ء 7 از سوره ء حم فصلت ) .
( وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ ( 6 ) الَّذِينَ لا يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ ) ( 7 ) يعنى وواى بر مشركان آنان كه زكات نمىدهند وايشان به آخرت كافران هستند . و از اين آيه مستفاد اين است كه مشركان كسانى هستند كه زكات نمىدهند و مانع زكات كافر بروز جز است لا جرم ظاهرا از آيات مستفاد مىشود كه تارك نماز وتارك زكات مشرك هستند و از آيه ء قتل ( فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ) وجوب قتل مشرك ثابت است پس قتل تارك نماز و مانع زكات ثابت مىشود از مجموع اين آيات قرآنى واخبارى كه از حضرات معصومين ( ع ) در قتل تارك صلاة و مانع زكات وارد شده همه موافق كتاب خداست و ظاهر از اين آيات مذكوره در متن عدم ثبوت قتل به انكار وجوب است و اما شمول ساير احكام كفر وشرك به اين قبيل شركها معلوم نيست والله هو العالم بحقائق احكامه .
( 1 ) مراد از تخليه ء سبيل كافران وعدم تعرض به حال ايشان و ترك قتل همه از يك وادى و مساوى در مفاد هستند واخصية يكى از ديگرى معلوم نيست زيرا در صورت امر به تخليه ء سبيل نمىتواند حاكم ومسلمانان آنها را بقتل مىرسانند و همچنين پس از امر به ترك تعرض