يعنى اى پيچيده به جامه برخيز جهة نماز در همه ساعات شب مگر اندكى از شب كه نصف شب باشد يا كم كن از نصف اندكى را كه ثلث شب باشد يا زياده كن بر نصف اندكى را كه ثلثان شب باشد و به تأنى وتدبر قرائت كه قرآن را قرائت كردنى به درستى كه ما زود باشد كه بفرستيم بر تو كلام گرانى كه قرآن مشتمل بر تكليفات دشوار است به درستى كه نماز وعبادتى كه واقع شود در شب سختتر است كلفت او ودرستتر است قرائت او به درستى كه ترا در روز تردد وحركت بسيار است جهت ضروريات معاش و ياد كن نام پروردگار خود را ومنقطع شو از غير او بسوى او در عبادت منقطع شدنى .
بدان كه ( مزمل ) اسم فاعليست از زمل كه در اصل تزمل بوده تاء را قلب كردند به زاء وزاء را ادغام كردند در زاء وهمزه ء وصل آوردند چنان كه در علم صرف مقرر است و اين قبيل است ( ادثر واطهر ) و غير آن وتزمل بمعنى پيچيده شدنست به جامه چنان كه مرويست كه پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم را بالا پوشى بود طولانى كه در شبها نصف آن را بر عايشه مىپوشيده و نصف آن را بر خود پيچيده نماز مىكرد وتواند بود كه بمعنى بار برداشتن باشد يعنى اى بردارنده ء بار نبوت وقول او ( الا قليلا ) استثناست از ليل ونصفه بدل است از مستثنى يا بدل است از ليل و الا قليلا استثناست از بدل و بر هر تقدير ضمير منه وعليه راجع است به مستثنى يا به آن چه باقى ماند از مستثنى در مستثنى منه واختلاف كرده اند مفسران در تفسير ( ترتيل ) .
بعضى گفته اند كه معنى ترتيل آشكار گردانيدن حروفست وتلفظ كردن آنها از مخارج چنان كه بايد وشايد و از ابن عباس روايت كرده اند كه گفت مراد از ترتيل قرائت كردنست به تأنى وگفت هر آينه آن كه بخوانم سوره ء بقره را به تأنى
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 194
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص١٩٤