و اما در بسمله مستحب جهر است مطلقا به اجماع اصحاب و در اذكار غير قرآن جهر واخفات هيچ كدام واجب نيست بلكه مستحب است امام را جهر ومقتدى را اخفات ومنفرد مخير است ميان جهر واخفات و در نمازهاى يوميه اگر واجب باشد مرد مخير است ميان جهر واخفات و اگر نافله باشد در نافله ء روز اخفات سنت است و در نافله ء شب جهر .
الاية الثامنة قوله تعالى فى سورة الاحزاب : ( إِنَّ الله ومَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وسَلِّمُوا تَسْلِيماً ) ( 56 ) يعنى به درستى كه خداوند و فرشتگان او تعظيم مىكنند پيغمبر را صلَّى الله عليه وآله وسلَّم اى گروه مؤمنان تعظيم كنيد ودرود فرستيد بر پيغمبر و سلام كنيد او را سلام كردنى .
بدان كه صلاة در لغة بمعنى مطلق دعاست و ظاهر آنست كه مراد از صلاة خداى تعالى و ملائكه پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم را تعظيم اوست و رفع شأن او تا حذف لازم نيايد ( 1 ) و استعمال لفظ مشترك يا مجاز در معنيين نيز لازم نيايد ليكن مراد از صلاة مؤمنان بر پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم دعاى ايشان است آن حضرت را به صيغه ء صلاة چنان كه متبادر است و ظاهر از تسليم ايشان نيز بر آن حضرت سلام كردن ايشانست برو بلفظ سلام مثل ( السلام عليك أيها النبي ) و حمل او بر معنى انقياد چنان كه در بعض آيات ديگر واقع شده بعيد است در اين مقام از سوق كلام وازين جهت بعضى فقهاء استدلال كرده اند به اين آيت بر وجوب صلاة بر پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم در نماز و بر وجوب سلام نيز
هامش
( 1 ) بنا به تحقيقى كه گذشت هيچ محذورى لازم نمىآيد زيرا معنى صلاة همانا عطف وتوجه است وعطف وتوجه هر كس نسبت به مقام خود و به مقام كسى كه به او صلوات مىفرستد تفاوت مىكند و اين تفاوت مصداقى موجب تفاوت وتغاير موضوع له لفظ نمىكند فافهم وتدبر .