الاية الخامسه قوله تعالى فى سورة الجن : ( وأَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ الله أَحَداً ) ( 18 ) يعنى ووحى فرستاده شده است بسوى من آن كه عضوهائى كه بر آنها سجده واقع مىشود مر خداى تعالى راست ومخلوق اوست پس مخوانيد و شريك مگردانيد با خداى تعالى كسى را در سجود ( 1 ) .
هامش
هستند پس قول به اين كه امر موضوع بوجوب مثل قول اين كه موضوع است به ندب و يا قول به اشتراك خالى از وجه است بلكه وجوب وندب از مقام استفاده مىشود بس .
بلى ظاهر از امر در صورتى كه عارى باشد از قرائن داخليه وخارجيه وجوب است چنانچه در اصول بيان گرديده است .
( 1 ) در تعيين مراد از مساجد كه مختص به خداست اختلاف مهمى است .
جمعى گفته اند كه مراد از مساجد محلهايى است كه براى نماز تعيين شده است .
و بعضى گفته اند كه تمام بقعه هاى زمين است از جهت اين كه حضرت رسول ( ص ) فرمود زمين براى من مسجد مقرر گرديده است .
و بعضى مىگويند كه مراد اعضاى هفتگانه ( پيشانى ، كف دستها ، و زانوها ، و پاها ) وتعيين يكى از اين احتمالات بايد به واسطه ء دليل محكمى باشد و الا لفظ مساجد مطلق شامل است بهر چيزى كه آن را مسجد صدق مىنمايد مثلا بقاع زمين هم از مساجد است از جهت اين كه سجده بر وى واقع مىباشد .
و اماكن معينه براى عبادت به خدا مساجد است به مناسبت اين كه سجده در آنها بوده وتعيين براى سجده است واعضاى هفتگانه هم مساجد است از جهت اين كه سجده با آنها مىباشد و در اين اطلاقات تفاوت نمىكند اشتقاق مساجد پس آيه ء شريفه از جهت اطلاق شامل است بهر چيزى كه آن را مسجد گفته مىشود .
واخبارى كه تصريح مىكند كه مراد از مساجد در آيه ء شريفه اعضاء سبعه است براى تعيين مصداق از بين مصاديق است وحديث سؤال معتصم از حضرت امام محمد تقى عليه السلام از محل قطع دست سارق و جواب آن حضرت به قطع از بن انگشتان واحتجاج آن به گفته ء خود از قرآن مجيد ( وأَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ ) با اين بيان منافاتى ندارد .