شرعيه است . ( 1 ) پس آيت مذكوره دلالت كند بر وجوب ركوع و سجود شرعيين و آن در نماز باشد و احاديث صحيحه دالست بر آن كه در هر ركعت از نماز يوميه يك ركوع واجب باشد با تسبيح معتبر واطمئنان مقدار آن تسبيح و در هر ركعت
هامش
( 1 ) الفاظ ركوع و سجود وعبادة مثل ساير الفاظ عبادات ومعاملات در معانى لغويه استعمال شده اند وشرع احداث معنى ديگرى نكرده است بلكه فقط بيان مصداق نمود با اضافه ء بعض قيودات مثلا ركوع در لغت بمعنى مطلق خضوع آمده و به قد خميده هم اطلاق مىكنند از جهت انحناء آن كه نوعى از مصاديق خضوع است و همچنين سجود بمعنى تذلل است و همچنين عبادت بمعنى كرنش وستايش آمده است ولى در شرع مقدس مصاديقى براى معانى اين الفاظ در مقام مطلوبيت كه سزاوار به عظمت پروردگار عالم مىباشد تعيين شده است نه اين كه شرع براى اين قبيل الفاظ معانى ديگرى وضع وجعل نموده است تا اين كه مستلزم مجازيت بوده باشد پس بناء على هذا هر آيتى كه امر به ركوع و يا به سجود و يا به عبادت و يا بصلوة وبصوم و غير اينها امر نموده همين معانى لغويه اصلى مطلوب است پس اگر قيدى از سنت حضرت رسول ( ص ) هر چند به واسطه ء بيان حضرات ائمه معصومين ( ع ) بوده باشد بما رسيد آن را اخذ و به ملاحظه ء همان قيد به مقام امتثال مىآييم و اما اگر قيدى ثابت نشد آن وقت حمل بر مطلق خواهد شد .
البته آيه ء شريفه امر به ركوع و سجود وعبادة واتيان به اعمال خير فرموده و در شرع مقدس در كيفيت نماز امر به ركوع و سجود فرموده است .
پس در اين صورت از مصاديق امر به ركوع و سجود كه از آيه استفاد مىشود همان ركوع و سجود نمازى مىباشد و با اين حال مىتوان گفت كه آيه دليل بوجوب ركوع و سجود نمازى است چون كه غير از سجود سور عزائم اربع و سجود و ركوع نمازى سجده وركوعى واجب نيست پس آيه ء شريفه تنها مصداق ركوع و سجود نمازى مىباشد مگر اين كه ركوع و سجود به واسطه ء امر عارضى واجب شود آن وقت هم از مصاديق محسوب مىگردد .