دو سجده واجب باشد با تسبيح مقرر واطمئنان مقدر آن تسبيح وعبادت غايت خوارى وفروتنى نمودنست وازين جهت مستعمل نشود در فروتنى نسبت به غير خداى تعالى .
وقول او ( ربكم ) اشارتست به آن كه موجب عبادت خلق او را آنست كه تربيت وحصول كمالات صورى ومعنوى ايشانست .
وظاهرا مراد از امر به عبادت امر به عبادات واجبه است مطلقا از قبيل تعميم بعد از تخصيص .
ومراد از قول او ( وافْعَلُوا الْخَيْرَ ) امر به زكات و خمس است وقول او بعد ازين آيت ( وجاهِدُوا فِي الله ) امر بجهاد است از قبيل تخصيص بعد از تعميم .
و دور نيست كه قول او ( ارْكَعُوا واسْجُدُوا ) اشارت باشد بوجوب نماز وقول او ( واعْبُدُوا رَبَّكُمْ ) اشارت باشد بوجوب صوم و حج وقول او ( وافْعَلُوا الْخَيْرَ ) و : ( جاهِدُوا فِي الله ) بوجوب زكات و خمس وجهاد .
ومرويست از ابن عباس كه مراد از فعل خير در قول او ( وافْعَلُوا الْخَيْرَ ) رعايت صله ء رحم و ساير مكارم اخلاق است وبرين تقدير اين صيغه ء امر مستعمل باشد در ندب ( 1 ) مندوبات مطلقا .
هامش
( 1 ) در اوائل تعليق بيان نموديم كه صيغه ء امر و آن چه به معناى اوست وضع شده است براى بعث بماده وغايت بعث گاهى آوردن مأمور به و گاهى تهديد وتعجيز و غير اينها باشد و در صورت بودن غرض از بعث آوردن مأمور به گاهى مرام مولا امتثال حتمى باشد آن را وجوب مىگويند و گاهى غير حتمى باشد آن را ندب مىنامند پس وجوب وندب مثل تهديد وتسخير وتعجيز از غايات محسوبند نه اين كه جزو معانى موضوعه