بمعنى قايم مقام محتاج اليه است نه از ولى بمعنى سبب وواسطه در ايجاد اشياء بحسب عادت زيرا كه خداى تعالى مسبب الاسبابست و تكبير در لغت ياد كردنست به بزرگى و ظاهر ومتبادر ازو در عرف شرع الله اكبر گفتن است وازين جهت هر دو آيت دلالت مىكند بر وجوب تكبير در نماز بنا بر آن كه صيغه ء امر حقيقت است در وجوب و هر گاه تكبير واجب باشد واجماع است بر آن كه هيچ تكبير در غير نماز واجب نيست پس در نماز واجب باشد يا بنا بر آن كه دليلى قايم نشده است بر آن كه تكبير در نماز واجب نيست بخلاف تكبير در ساير احوال پس وجوب تكبير در نماز داخل باشد در اطلاق آيت چنان كه در آيت قيام گذشت و چون متبادر از تكبير لفظ الله اكبر است پس به غير او در نماز به هيچ وجه جايز نباشد ومؤيد اينست روايات اهل بيت عليهم السلام .
الاية الثالثة قوله تعالى فى سورة المزمل : ( فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ ) ( 2 ) يعنى پس بخوانيد آن چه ميسر شود از قرآن و مثل اين آيت است قول او در همين موضع : ( فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ ) ( 20 ) بمعنى مذكور .
ومخفى نماند كه معنى ظاهر قرائت قرآن خواندن قرآنست پس هر دو آيت دلالت مىكند بر وجوب قرائت قرآن ومتبادر از وجوب وجوب عينى است واجماع است بر آن كه قرائت قرآن در غير نماز واجب عينى نيست اگر چه واجب كفائى باشد از جهت محافظت معجزه از آن كه مندرس شود از صفحه ء روزگار پس ثابت شود كه قرائت قرآن در نماز واجب عينى باشد .
و ممكن است اثبات وجوب قرائت قرآن در نماز به اطلاق آيت چنان كه مكرر مذكور شد و بر هر تقدير قرائت قرآن كه آيت دلالت كرد بر وجوب او مجمل است ومبين شده در احاديث پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم با آن كه مراد قرائت سورهء
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص١٧٢