آيت در معنى قول خداى در سوره ء المدثر ( ورَبَّكَ فَكَبِّرْ ) يعنى پروردگار خود را به بزرگى ياد كن اى محمد صلَّى الله عليه وآله وسلَّم .
بدان كه حمد در لغت وصف كردن شخصيست به صفت كمال بطريق تعظيم واجلال و در عرف فعلى است كه دلالت كند بر تعظيم منعم به سبب انعامش و آن شكر لغويست و ظاهر آنست كه اينجا مراد معنى عرفى باشد تا تنبيه باشد بر قصد شكر و آن كه شكر منعم واجبست .
با آن كه معنى عرفى اصل است نسبت بمعنى لغوى و اما آن كه صفات مذكوره صفات كامله ء ذاتيه ء خداى تعالى است نه صفات داله بر انعام . صريحا قدح نمىكند در قصد شكر زيرا كه نفى شريك مر خداى تعالى را در تصرفات دالست ضمنا بر آن كه مبدا جميع نعمتهاى خداى تعالى است وقول او ( لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً ولَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ ولَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ ) اشارتست ببعض صفات سلبيه .
يعنى منزه است خداى تعالى از فرزند و شريك در معبوديت و از احتياج قايم مقام اما تنزيه اول از جهت آنست كه فرزند عبارتست از حيوانى كه متولد شود از نطفه ء حيوان ديگر از نوع او و حيوان جسم نامى حساس است وجسم مركب است وخداى تعالى بسيط است و الا محتاج باشد در وجود خود به جزء پس لازم آيد كه ممكن باشد وحال آن كه دليل قايم شده بر آن كه واجب بالذاتست .
چنان كه در علم كلام مبين شده و اما تنزيه او از شريك در پادشاهى از جهة آنست كه هر موجود كه غير ازوست ممكن است و هر ممكن محتاج است به او و محتاج به او صلاحيت شركة او ندارد وهم تنزيه او از جهة احتياج به قائم مقام از جهة آنست كه احتياج موجب نقصانست واو منزه است از نقصان چنان كه در علم كلام قرار گرفته وقول او ( مِنَ الذُّلِّ ) تنبيه است بر آن كه تنزه خداى تعالى از ولى
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 171
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص١٧١