بعضى از قيام واجب واجبست البتة پس هر گاه در غير نماز واجب نباشد در نماز واجب خواهد بود و ممكن است تقرير دليل به صورت شكل اول و به صورت قياس استثنائى اتصالى و به صورت قياس استثنائى انفصالى نيز چنان كه به اندك تأمل ظاهر شود و بر هر تقدير متوجه مىشود كه مقدمه كليه ء مذكوره ( 1 ) كه مدار انتظام دليل است ممنوع است ( 2 ) زيرا كه طواف واجب غير نماز است و قيام واجبست در او بوجوب شامل تخييرى مطلقا ( 3 ) وبوجوب عينى وقتى كه عاجز باشد از ركوب پس آن كه بعضى محققان فرموده اند كه جواب منع است ( 4 ) از آن كه
هامش
( 1 ) مراد از مقدمه ، كلية كبرى است كه در قياس مزبور اخذ شده است ( هيچ قيام واجب نيست در غير نماز ) .
( 2 ) مقصود اعتراض بر كلية كبرى قياس شكل ثالث است ( هيچ قيام واجب نيست در غير نماز ) از جهت اين كه در طواف قيام هم واجب است وطواف غير نماز است پس كلية كبرى صحيح نمىشود و پس از آن كه كبرى صحيح نشد قياس منتج نمىشود .
( 3 ) يعنى وجوب قيام در طواف دو قسم است :
( يكى ) تخييرى مطلقا به اين معنى مكلف طواف كننده مخير است ميان آن كه پياده طواف كند در حال قيام وميان آن كه راكبا طواف كند بدون قيام واطلاق براى اينست كه طواف كننده مقيد به عجز از ركوب نيست .
( دومى ) واجب عينى و آن وقتى است كه طواف كننده عاجز از ركوب باشد آن وقت بايد در حال قيام طواف كند پس وجوب عينى موقت ومقيد به عجز است .
( 4 ) بعضى از محققان خواسته اند از اشكال مذكور جواب بدهند كه اعتراض بر كلية كبرى ( و هيچ قيام واجب نيست در غير نماز ) از جهت حكم بعدم صحت به لحاظ وجوب قيام در طواف صحيح نيست زيرا كه در طواف قيام مطلقا واجب نيست زيرا وجوب قيام در طواف مقيد است به اين كه پياده طواف كند ولى در صورت سواره واجب نيست پس كلية كبرى در اطلاق خود باقى است بدون نقض به طواف .