صادق عليه السّلام كه فرمود .
لما هبط ( ع ) على رسول الله ( ص ) بالأذان كان رأس رسول الله ( ص ) فى حجر على ع فاذن جبرئيل ( ع ) واقام فلما انتبه رسول الله ( ص ) قال يا على سمعت قال نعم قال حفظت قال نعم قال ادع بلالا فعلمه فدعا على ( ع ) بلالا فعلمه .
يعنى آن هنگام كه فرود آمد جبرئيل عليه السّلام بر رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وسلَّم با اذان سر مبارك آن حضرت در كنار امير المؤمنين عليه السّلام بود پس اذان گفت جبرئيل عليه السّلام و تكبير فرود آورد پس چون بيدار شد رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وسلَّم گفت اى على شنيدى گفت آرى ياد گرفتى گفت آرى گفت بخوان بلال را وبياموز او را اذان واقامت را كه از جبرئيل شنيدى پس امير المؤمنين عليه السّلام خواند بلال را وآموزانيد او را ونيز مرويست از فضل بن يسار كه روايت كرد از امام باقر عليه السّلام كه فرمود كه
هامش
از جهت اين كه قوله سبحانه ( وإِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ اتَّخَذُوها هُزُواً ولَعِباً ) دلالت دارد بر اين كه استهزاء به اذان استهزاء بدين است به قرينه ء ( الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً ولَعِباً ) يعنى كسانى كه هزله وبازى شمردند دين شما را و از اين دو آيه مستفاد مىشود كه آن چه كفار ومنافقان هزله وبازى مىنمودند همان اذانست .
و به عبارت اخرى مراد از دينى كه كفار هزله وبازى مىشمردند همان نداى نماز ( اذان ) است پس اگر تشريع اذان بطريق وحى نبود هر آينه مسخره به آن را مسخره بدين قرار نمىداد .
وضميرها در كلمه ء ( اتخذوها ) راجع به مناداتست كه از جمله ء ( إِذا نادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ ) استفاده مىشود .
وعلامه ء ابو البركات عبد الله بن احمد بن محمود النسفي در تفسير مدارك التأويل ج 1 ص 469 در هامش تفسير خازن ط قاهره سنه 1374 مىگويد بعد از تفسير آيه اين كه در اين آيه ء كريمه دليل است بر ثبوت تشريع اذان به نص قرآن نه با رؤياء فقط .