حضرت رسالت پناه التماس نمودند كه به مسجد ايشان رفته آنجا نماز كند آن حضرت التماس ايشان را مبذول فرموده تشريف برد و از روز دوشنبه تا روز جمعه آنجا توقف نمود پسران عم بن عوف كه پسران عم ايشان بودند از روى حسد گفتند ما نيز مسجدى بنا كنيم و از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وسلَّم التماس كنيم كه آنجا نماز كند وابو عامر راهب نيز نماز كند تا ما را نيز آن بركت حاصل شود با زيادتى پس بنا كردند مسجدى در پهلوى مسجد قباء و در وقتى كه حضرت رسالت صلَّى الله عليه وآله وسلَّم سراق غزوه ء تبوك مىنمود به عرض رسانيدند كه مسجدى بنا كرده ايم از براى معلولان ومحتاجان و از براى شب بارانى و شب زمستانى ومىخواهيم كه بيايى وآنجا نماز كنى و دعا كنى از براى ما به بركت آن حضرت فرمود كه من حالا بر جناح سفرم اگر برگردم إن شاء الله بيايم و نماز كنم پس چون قدوم شريف ارزانى فرمود اين آيت نازل شد پس آن حضرت عاصم بن عوف عجلانى و مالك بن حشم را بروايتى عمار بن ياسر ووحشى قاتل حمزه را فرستاد تا آن مسجد را ويران كردند وسوختند وفرمود كه جاى او را محل انداختن خاكروبه ها ومردارها گردانيدند .
ومخفى نماند كه خداى تعالى در اين آيت مذمت فرموده آن مسجد را وبيان نموده غرضهاى فاسد ايشان را و آن مضرت رسانيدن است به رسول خدا ومؤمنان و تقويت كردن كفر به اعانت ابو عامر راهب پريشان كردن جمعيت مؤمنان از مسجد قباء و انتظار داشتن كسى كه با خدا ورسول خدا حرب كرده يعنى ابو عامر راهب بعد از آن خبر داده كه ايشان انكار خواهند نمود قصد اين غرضها را وسوگند خواهند خورد كه غير از خير وصلاح چيزى قصد نكرده اند و چون ايشان انكار خود را مؤكد ساخته اند به چند تأكيد خداى تعالى نيز تكذيب ايشان را مؤكد گردانيده به مؤكدات مؤكده بعد از آن نهى فرموده رسول خدا را صلَّى الله عليه وآله وسلَّم
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 160
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص١٦٠