ان مفسره است وتقدير چنانست كه ( أوحينا إلى موسى وهارون بلفظ ان تبوءا ) يعنى وحى فرستاديم به ايشان به لفظى كه آن لفظ ( تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما ) إلى آخره است وتبوءا بمعنى گرفتن مباء است بمعنى منزل از باء بمعنى رجع زيرا كه رجوع كسى به منزل است مثل توطن بمعنى گرفتن وطن .
ومراد از امر موسى وهارون به منزل گرفتن جهت قوم امر ايشانست بامر كردن قوم را به آن كه منزل گيرند چنان كه گويند ( بنى الامير المدينة ) بطريق مجاز عقلى يعنى امر كنيد قوم را كه منزل گيرند از خانه هاى مصر جهة شما وجهت خود و مصر غير منصرفست به سبب تأنيث معنوى به اعتبار بلده وعلميت ليكن جايز انصرافست مثل دهند .
ومراد از قبله مكان نماز است از قبيل اطلاق اسم ملزوم بر لازم زيرا كه مكان نماز مستلزم قبله است يعنى نماز كنيد در خانه هاى خود تا قوم فرعون مطلع نشوند بر حال شما وتعرض نرسانند به شما .
ومخفى نماند كه ظاهر اين امر دلالت مىكند بر آن كه نماز كردن در خانه جايز است بلكه واجبست وقتى كه خوف باشد از ظلم ظالمى اگر در غير خانه نماز كرده شود ووجه آن كه صيغه ء خطاب در اول مثنى واقع شد و در مرتبه ء دوم جمع و در مرتبه ء سيم واحد آنست كه مقصود از خطاب اول ترفيه حال قوم است و اين خطاب به مقدمان قوم مناسبتر است ومقدمان قوم مذكور موسى وهارون عليهما السلاماند ومقصود از خطاب دوم تكليف ايشانست به عبادت و اين خطاب مشتركست ميان همه وخصوصيت ندارد به مقدم ومقصود از خطاب سيم اعلام خبر غيبى است كه مستحسن نيست مگر از كسى كه قرب منزلت او به خداى تعالى بيشتر باشد و در مرتبه ء او در محرميت اسرار الهى بيشتر و آن كليم الله است .
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص١٥٨