به شرط آن كه ميته نباشد ( 1 ) .
الاية الخامسة قوله تعالى فى سورة النحل أيضا : ( والله جَعَلَ لَكُمْ مِنْ بُيُوتِكُمْ سَكَناً وجَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الأَنْعامِ بُيُوتاً تَسْتَخِفُّونَها يَوْمَ ظَعْنِكُمْ ويَوْمَ إِقامَتِكُمْ ومِنْ أَصْوافِها وأَوْبارِها وأَشْعارِها أَثاثاً ومَتاعاً إِلى حِينٍ ) ( 80 ) يعنى وخداى تعالى گردانيده است از براى شما از خانه هاى شما محل قرار و آرام شما وگردانيده از براى شما از پوستهاى چارپايان خانه ها كه سبك مىشمريد آن خانه ها را در روز انتقال خود از جائى به جاى و در روز توقف خود در يك جا وگردانيده است از براى شما از پشمهاى چارپايان ومويهاى آنها متاع خانه ومتاع تجارت تا هنگام معين يعنى وقت كهنه شدن آن خانها ومتاعها تا وقت مردن شما ( بدان كه ) سكن به تحريك چنان كه در آيت واقع شده در اصل بمعنى آتش است وبمعنى چيزى كه به او سكون والفت حاصل شود از خانه و غير آن واينجا مراد اين معنى است وسكن به سكون كاف بمعنى اهل خانه است و در ( ظعن ) دو قرائتست سكون عين و تحريك آن و هر دو بمعنى سير وانتقال است مثل نهر و نهر بسكونها و تحريك آن بمعنى جوى ومراد از خانه ها كه از پوست چارپايان ساخته مىشود خانهاى عربست كه از چرم مىسازند واثاث متاع خانه است ومتاع چيزى فروختنى است و آن چه به او تمتع يابند پس ميان ( اثاث ) و ( متاع ) عموم وخصوص است وجعل مىتواند بود كه يك مفعولى باشد بمعنى وجد وسكنا مفعول او باشد و هر دو ظرف متعلق باشد بجعل يا حال از سكنا يا اول متعلق بجعل دوم حال از سكنا ومىتواند بود كه دو مفعولى باشد بمعنى صير و من بيوتكم بمعنى بعض بيوتكم مفعول اول وسكنا مفعول ثانى وبرين قياس است جعل ثانى با آن چه مدخول اوست و آن چه معطوف است بر مدخول
هامش
( 1 ) اين شرط راجع به پوست حيوانى است چون كه موى حيوانى كه حلال گوشت است تذكيه در آن شرط نيست از جهت حلول نكردن حيات بر آن .