استثناء كرده اند و همچنين ميته ء كه خون روان نداشته باشد نجس نيست مثل مگس وملخ و غير آن .
ومراد از خون كه در آيت مذكور است خونيست كه بضرب بيرون آيد از حيوانى كه خون روان داشته باشد زيرا كه خونى كه در گوشت مىماند و خون مثل مگس وملخ و امثال آن باشد نجس نباشد وتخصيص تحريم در آيت به گوشت خوك با آن كه همه چيز خوك حرام و نجس است از جهت آنست كه عادت اهل جاهليت خوردن گوشت او بوده است و ( اهلال ) در لغت آواز بلند كردنست و ظاهر آنست كه لام لغير الله لام غرض باشد و يا بمعنى ظرفيت وسببيت يعنى حيوانى كه آواز بلند كرده باشد از براى بردن نام ، نام غير خداى تعالى در كشتن او يا به سبب و كشتن او يعنى در ذبح او تسميه باسم خداى تعالى واقع نشده باشد بلكه تسميه باسم غير خداى تعالى شده باشد چنان كه عادت اهل جاهليت بوده كه در كشتن حيوانات باسم اللات وباسم العزى مىگفته اند و ذكر خوك و حيوان مذكور بعد از ميته تخصيص بعد از تعميم است ( 1 ) زيرا كه هر دو در ميته داخلاند ووجه اين تخصيص زيادتى اهتمام است به تحريم ايشان .
الاية الرابعة قوله تعالى فى سورة النحل : والانعام : ( خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْءٌ ومَنافِعُ ومِنْها تَأْكُلُونَ ) ( 5 ) يعنى و خلق كرده است خداى تعالى چارپايان را مثل شتر و گاو و گوسفند
هامش
( 1 ) شمردن اين عطف از قبيل عطف خاص بر عام بى موقع است زيرا كه حرمت گوشت خوك از جهت ميته بودن آن نيست بلكه بعنوان نجاست عينيه خوك است مانند حرمت خون و مانند حرمت گوشت ذبيحه ء كه اسم خدا در موقع ذبح گفته نشود زيرا ميته بموت حتف انفى مىگويند ومحكوم به حكم ميته بودن آنها موجب دخول بر موضوع ميته نمىشود پس واو براى تنويع محرمات است .