پيشين زوال آفتابست و آخر وقت نماز خفتن نصف شبست .
وپوشيده نماند كه از زوال تا نصف شب گنجايش زياده از چهار نماز مذكور دارد پس به اين آيت ثابت مىشود كه واجب هم چنان كه مضيق مىباشد و آن واجبى است كه وقت او مطبق است بر اداى او بىزياده وكم مثل روزه ء ماه رمضان موسع نيز مىباشد و آن واجبى است كه وقت او زياده آيد از اداى او مثل صلوات يوميه خلاف مر كثيرى از مخالفين را كه واجب موسع را تجويز نكرده اند وحصر كرده اند واجب را در مضيق و در صلوات يوميه بعضى ازيشان گويند كه وقت اداى آنها اول وقتست و بعد از آن قضا شود و بعضى ازيشان گويند كه وقت اداى آنها آخر وقتست و قبل از آن نيز مجزيست بر قياس آن كه اداى زكات مجزيست پيش از وقت وجوب و فساد اقوال ظاهر است و تحقيق اين مسأله وظيفه ء علم اصولست .
و قرآن مصدريست بمعنى قرائت يعنى خواندن وازين جهت كلام الله را قرآن خوانند كه خوانده مىشود وواجبست خواندن او در نماز وفجر در لغت بمعنى شكافتن است وصبح صادق را نيز فجر گويند زيرا كه به او شب شكافته مىشود واينجا مراد معنى ثانيست ومراد از ( قُرْآنَ الْفَجْرِ ) نماز بامداد است از جهت اشتمال او بر قرائت قرآن واضافه او به فجر اشارتست به آن كه اول وقت او فجر است و قرآن الفجر عطف است بر الصلاة يعنى به پاى دار نماز بامداد را پس آيت مذكوره دلالت مىكند بر وجوب نمازهاى پنجگانه بر پيغمبر صلَّى الله عليه وآله وسلَّم و بر امت نيز بنا بر قاعده ء وجوب تأسى وقول او ان قرآن الفجر كان مشهودا تنبيه است بر زيادتى فضيلت نماز بامداد يعنى ملائكه ء ليل و ملائكه ء نهار نزد نماز بامداد جمع مىشوند و هر دو فريق او را در ديوان خود ثبت مىنمايند جهة تعظيم وتفضيل او .
تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 104
مساهمون: أبي الفتح الجرجاني
ص١٠٤