و اما زايل كردن موى زير بغل سنت مؤكده است ليكن ازاله ء آن بنوره افضل است از تراشيدن وتراشيدن آن افضل از كندن .
و اما استنجاء به آب سنت مؤكده است در طهارت چنان كه سابقا تحقيق يافت ، و اما زايل كردن موى زهار سنت مؤكده است با تراشيدن يا نوره كردن بلكه نوره كردن تمام بدن سنت است در هر پانزده روز يا هر چهل روز ( 1 ) ( كتاب الصلاة ) بعد از كتاب طهارت شروع كرده مىشود در كتاب صلاة . وصلاة در لغت بمعنى دعاست چنان كه در قرآن واقع است كه ( وصَلِّ عَلَيْهِمْ ) يعنى دعا كن بر ايشان يا بمعنى جنبانيدن استخوان بيرون و آن دو استخوانست كه آنها را صلوين گويند يا بمعنى پيروى كردنست ولهذا اسبى را كه پى رو اسب اولست در ميدان اسب تاختن مصلى خوانند و در شرع ( 2 ) عبارتست از افعال شرعيه متعاقبه مفتحه
هامش
( 1 ) فى الوسائل الشيعة عن الباقر عليه السلام قال قال رسول الله ( ص ) حفوا الشوارب واعفوا اللحى ولا تشبهوا بالمجوس فانهم جزوا لحاهم ووفروا شواربهم ونحن نجز الشوارب ونعفي اللحى وهى الفطرة .
( 2 ) همه ء اين معانى از مصاديق معناى حقيقى لفظ صلاة ( عطف وتوجه ) محسوب است وتوجه هر شخص نسبة به ديگرى متفاوتست مثلا توجه خدا به حضرت پيغمبر ( ص ) به ترفيع درجه و به بندگان به رحمت وتوجه حضرت پيغمبر به امت طلب رحمت و دعا در حق ايشان از خداست پس تمامى معانى منقوله راجع به يك معنى است وصلاتى كه خدا در شبانه روز و در ساير اوقات وازمنه بعنوان طلب حتمى و يا ندبى خواسته يك نوع توجهى است كه به بندگان خودش برگزيده تا ستايش كنند مر خدا را .
و بنا بر اين تحقيق محذورى لازم نمىآيد وصلاة بمعنى جنبانيدن استخوان مىگويند از جهت ميل وتوجه استخوان ران سواره به طرف استخوان ران مركوب و همچنين مصلى به اسب دومى در اسب دوانى مىگويند به مناسبت توجه آن به طرف اسب اولى .
وبالجمله صلاة براى عطف وتوجه موضوع گرديده كه در تمام مصاديق وموارد مطرد است بعنوان حقيقت نه بعنوان مجاز و نه بعنوان اشتراك لفظى .