تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شاهي ( توضيح آيات الأحكام ) ( فارسي ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
نجس باشد بلا شبهه ، ومراد از قول او : ( فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ ) نهى ايشان است از دخول مسجد الحرام بنا بر آن كه كفار مكلفند به فروع نيز وخطاب در اين حكم به مؤمنان از جهت اشهاد ايشان است در اين حكم تا الزام حجت بر كفار نزد محاسبه ء ايشان ميسر گردد يا از جهت آن كه مؤمنان احكام الهى را به كافران مىرسانند . و بعضى گفته اند كه مراد نهى مؤمنانست از تمكين كفار در دخول مسجد الحرام به قرينه ء خطاب مذكور ( 1 )
هامش
جهت اين كه قائل شده اند به نجاست آبى كه مسلم در وضوء و غسل استعمال كرده ومنفصل گرديده است از بدن همان مسلم و اما به آبى كه از بدن مشرك در موقع شستشو جارى ومنفصل گرديده قائل به طهارت شده اند ( مثل ابو حنيفه ) از جهت ازاله نشدن نجاست از بدن مشرك . ( اقول ) و در اين كلام طعن ظاهر بر ابو حنيفه است از جهت آن كه خلاف نص قرآن گفته است و كلام فخر رازى هم بىموقع است زيرا كه مراد از حصر - حصر موصوف بر صفة است نه حصر صفت بر موصوف پس معناى آيه چنين مىشود كه نيست مشرك مگر نجس نه اين كه نجس نيست مگر مشرك . ( 1 ) قرينه ء مذكوره عبارت از قول خدا ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) است . به اين معنى كه مؤمنان را مخاطب كرده خبر مىدهد از نجاست مشركان وعدم قرب آنها بر مسجد حرام وكفار با اين كه مكلف بر فروع مانند تكليف بر اصول هستند ولى توجيه چنين خطاب بر ايشان معقول نيست . وعلاوه صيغه ء ( فَلا يَقْرَبُوا ) غايب است نه مخاطب پس خطاب منحصر به مؤمنان است كه به مشركان تمكين دخول ندهند خواه قصد عبادت به خدا كنند يا نه خواه بعنوان استماع باشد و يا به غير آن و تعدى از عدم تمكين بدخول مسجد حرام بعدم تمكين از دخول آنها بر ساير مساجد محل كلام است هر چند از علت حرمت ( شرك و نجاست ) استفاده مىشود حكم دخول ايشان بر ساير مسجدها مگر اين كه ادعاى احراز خصوصيت بشود و آن هم معلوم نيست