مىمانند در بسيارى موارد مواجه با دشوارى و سر در گمى مىشوند ، و تنها روش سنجش و محاسبهء ايرانيان در چنين موارد به كار گرفتن قانون ستين مىباشد . امّا چون جداول آنان طولانى است و نه كوتاه و مختصر ، در يك مثلث يا ذوذنقه كه روى كاغذ رسم شده بر خلاف ما اروپاييان آسان نمىتوانند عمل ضرب يا تقسيم را به انجام رسانند و گرفتار سر در گمى مىشوند ، به همين سبب در جدول مورد استفادهء آنان اگر كوچكترين اشتباهى باشد ، يا خود ضمن محاسبه دچار اشتباه شوند ، نتيجه و حاصل كارشان نادرست و بىفايده است ، و من بارها شاهد اين پيشامد خسته كننده و ملال آور بودهام .
يگانه وسيلهء گاه شمارى يا گاه نمايى ايرانيان تقويم است كه در آن اوضاع و احوال نخستين تا واپسين روز سال درج شده ، و براى گاه شمارى جز تقويم كه محتوى احكام نجومى و رياضى است وسيلهء ديگر ندارند . در تقويم جز از افتراق و اقتران ستارگان و شرح مناظر و مرايا و طول و عرض اجرام سماوى ، و ديگر پديدههاى آسمانى بسيارى وقايع و حوادث فرضى و احتمالى مانند جنگ ، قحطى يا فراوانى و ارزانى ، شيوع بيمارى ، روزهاى سعد و نحس براى تنظيم امور مسافرت و بسى چيزهاى ديگر كه آدمى در تمام طول زندگى با آن رو به رو تواند بود ، در آن درج شده ، و عامهء مردم برنامهء زندگى خود را اعّم از كلّى يا جزيى با مندرجات تقويم تنظيم مىكنند .
همچنان كه در گاهنامههاى ما ايّام جشن ، عيد ، و سوگوارى منعكس است در تقاويم ايران نيز روزهاى شادى يا سوگوارى معلوم شده است ، و عيد ايرانيان دو گونه است . چنان كه اشاره كردم گاهنامههاى ايرانيان تقريبا مشابه تقاويم ماست .
اختلاف مهّم ميان اين دو يكى اين است كه ما فرنگيان دگرگونيها و حوادثى را كه طىّ سال يعنى چهار فصل روى مىدهد به جاى خود و در فصول چهارگانه درج مىكنيم ولى ايرانيان كليّهء پديدههاى آسمانى را مربوط به دو فصل تابستان و زمستان و نتيجهء انقلابات صيفى و شتوى مىدانند .
منجمان ايرانى چند دستهاند . آنان چه مقيم پايتخت باشند و چه در شهرهاى بزرگ به سر برند هر سال تقويمى به نام خود استخراج مىكنند ، و هر چند از هم به دورند هرگز احتمالات و احكامشان با هم مخالفت ندارد . حتّى در محاسبات سماوى نيز خلافى ميانشان نيست . آنان در تعيين و تنظيم كليّه احكام و احتمالات از
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1003
مساهمون: ژان شاردن
ص١٠٠٣