ديهيم .
گاه گاه القاب و عناوينى كه در بزرگداشت شاه به كار مىبرند از حدّ گنجايش يك صفحه درمىگذرد . ما اروپاييان براى نماياندن قدرت و عظمت امپراتوران خود نام سرزمينهايى را كه بر آنها حكومت مىكنند برمىشماريم ، اما ايرانيان به منظور بيان جلال و شكوهمندى پادشاه خود فضايل و محاسن و مناقبى را به وى نسبت مىدهند . لقبى كه غالبا پادشاه خود را بدان مىستايند ولينعمت است ، يعنى كسى كه خداى بزرگ مواهب و نعمتهاى بىكران خود را وسيلهء او به مردمان تقسيم مىكند .
من پيش از اين نيز ياد كردهام كه هر يك ايرانيان بخواهد مىتواند بزرگترين القاب را براى خود انتخاب كند ، و به آخر اسمش بيفزايد ، اما فقط شاه مختار است عناوين برجسته را پيش از اسم خود درآورد ، و يكى از وجوه امتياز ميان شاه و رعيت همين است . بنابراين توضيح همه كس مىتواند فى المثل خود را صفى سلطان ، عباس خان ، سليمان شاه بخواند ولى مجاز نيست خود را سلطان صفى ، شاه سليمان خطاب كند . اما از جهت ديگر در اين لقب گزارى نوعى استثنا در ميان هست . توضيح اين كه اميرزادگان ، شاهزادگان و افراد منسوب به دودمان شاه به منظور شناساندن خاندان خود كلمهء ميرزا را كه به معنى اميرزاده است بر خلاف قياس لقب گزارى كه كلمهء شاه و سلطان و امثال آنها در اوّل اسم درمىآمد به آخر اسم مىافزايند ؛ فى المثل مىگويند : بهرام ميرزا ، ابراهيم ميرزا ، على ميرزا ، و افراد ديگر مجازند لفظ ميرزا را در اوّل نام خود درآورند و نه در آخر آن ، مثلا بگويند ميرزا ابراهيم ، ميرزا على .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1308
مساهمون: ژان شاردن
ص١٣٠٨