تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1289

مساهمون:

ص١٢٨٩
مىيابند كلاهى به نام تاج بر سر مىگذارند . اين تاجها مزّين به جيقه و مكلّل به انواع جواهر و پر بلشون ( كلنگ ) مىباشد ، و بهاى برخى از آنها از دو سه هزار فرانك درمىگذرد . همين كه شاه وارد تالار شود به اشارهء وى نواختن موسيقى آغاز مىگردد و رقاصه‌ها به پايكوبى و دست افشانى بر پا مىخيزند . مقارن اين احوال خدمتگران روى سفرهء زربفتى كه گسترده شده برابر هر كس به قول و رسم ايتالياييها پيش غذا
Avantrepas
مىچينند ، و آن عبارت است از پانزده يا شانزده بشقاب طلا يا چينى پر از ميوه‌هاى تازه يا خشك كه بنا به اقتضاى فصل فراهم مىباشد ، و مربا و شيرينيهاى خشك و تر ، نقل و انواع نان بادامى . در جريان اين مدت همواره موسيقى نواخته مىشود ، اما رقاصه‌ها هنوز هنرنمايى نمىكنند . رقاصه‌ها بنا به اراده و ميل شاه در يكى از دو تالار بالا يا پايين يا تالار طبقهء دوم مىرقصند . وقتى مجلسانه چيده مىشود نخست شاه باده مىنوشد ، و سپس ديگران به ميگسارى مىپردازند ، و اگر سفيران در مجلس جشن حضور داشته باشند پس از شاه نوبت باده‌نوشى با ايشان است . وقتى شراب به مجلس مىآورند پيشوايان روحانيان از مجلس بيرون مىروند ، زيرا در مذهب اسلام باده نوشى حرام است ، و حضور در مجلس مىگسارى گناه دارد حتى همين كه نواى موسيقى برمىخيزد از مجلس خارج مىشوند ، زيرا شنيدن موسيقى نيز در كيش اسلام منع شده است . سقايت به عهدهء يكى از نژاده جوانان يا يكى از خواجه‌هاى نوجوان مىباشد ، و ساقى جام شراب به دست كسى مىدهد كه شاه فرمايد . و پس از آن كه به اشارت معظم له به همه شراب داد ، از نو بدون توقف شراب را به دور مىگرداند ، و آن گاه از اين كار باز مىايستد كه شاه بگويد . اين فرمان زود صادر نمىشود ، و هيچ كسى جرأت ندارد جام را ناخورده بر زمين نهد . تنگهاى شراب گردن بلند دارند . همه از زر ، و مينا نشان يا مرصعند ، و جامها نيز جملگى زرّين و جواهر نشان مىباشند . وقتى ساعت گستردن سفره كه شاه قبلا معين كرده است ، فرا رسيد به وى خبر مىدهند ، و به فرمانش نخست بشقابهاى ميوه و سفرهء زير آنها را جمع مىكنند ، و متعاقب آن سفرهء ديگرى را كه ابريشمين است ، و گلهاى بافته شده از تارهاى زر دارد ، و پهنايش برابر عرض تالار مىباشد مىگسترند ، و بر روى اين سفرهء منقش انواع
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1289 | ژان شاردن / اقبال يغمايى