تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1288

مساهمون:

ص١٢٨٨
قوللر آقاسى نشسته‌اند . در كنار شخص اخير يك جاى خالى است كه اختصاص به ناظر كل دارد . وى معمولا در چهار قدمى شاه براى اصغاى فرمانهاى وى ايستاده است . از آن پس مستوفى الممالك ، ميرآخورباشى ، حكيم‌باشى ، و در كنار وى دو سه پزشك ديگر نشسته‌اند . در كنار آنها دو سه جا خالى است ، و به دنبال آن حكّام ايالات و معاونان و پيشكاران ايالاتى كه حاكم ندارند ، مانند ايالات ضميمهء خالصه قرار دارند . در طرف ديگر مجتهدان يعنى روحانيان طراز اول جا دارند ، و از آن ايشان را در طرف دست چپ مىنشانند تا معلوم گردد مقامات و شخصيتهاى سياسى بر مقامات روحانى مقدم‌اند . از آن پس يك جاى مخصوص ايشيك آقاسى باشى به احترام وى خالى است . زيرا چنان كه پيش از اين آورده‌ام او هرگز در حضور شاه نمىنشيند . وى در حالى كه يك عصاى بلند و درشت در مشت دارد كنار پادشاه رو به روى ناظر ايستاده است . عصاى او كه نشان مهترى و رياستش در دربار است منتهى به گوى بزرگى از زر و جواهرنشان مىباشد . او مأمور اجراى فرامين شاه است . در جشن سفيران كشورهاى بيگانهء مقيم پايتخت را به نسبت حرمتى كه دربارهء ايشان قائلند ، ميان بزرگان جا مىدهند . اگر از كشورهاى بزرگ و دوست آمده باشند آنان را در جاى بالا ، و گر نه در مقام پايين‌تر مىنشانند . در تالار پايين‌تر حاكمان ولايات سرحد . داروغه يا حاكم اصفهان ، صاحب‌منصبان ، افراد بلند مقام و شايسته ، برجستگان سالمند ، و گروهى از روحانيان جا دارند . همچنين پشت سر اينان دسته‌اى از جوانان دربارى كه همه از دودمانهاى بزرگ برخاسته‌اند ، و به هزينهء پادشاه نگهدارى مىشوند به حالتى آميخته به احترام و نگرانى بر پاى ايستاده‌اند . در تالار بالا نيز وضع به همين گونه است ، و بايد توجه داشت كه در اين هر دو تالار تنها كسانى حضور مىيابند كه از جمله حقوق‌بگيران شاه مىباشند . تالار پايين جاى صاحبمنصبان جزء است . در انتهاى تالار رو به روى تخت شاه رقاصه‌ها نشسته‌اند . و در ميان اين تالار مأموران تشريفات ، پرده‌داران ، دربانان ، و ديگر خدمتگران كاخ در حالى كه هر كدام دستواره‌اى كه نشان شغلشان مىباشد در دست دارند بر پاى ايستاده‌اند . اين جشنها خاصه اگر رسمى باشد به راستى شگفت‌انگيز و ديدنى است . در جشنهاى رسمى همه بزرگانى كه در جشن حضور
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1288 | ژان شاردن / اقبال يغمايى