پادشاهان قسطنطنيه بدين كار مىبالند .
من گفتار مربوط به چگونگى حكومت در ايران را با ذكر مطالب مشروح در ذيل به پايان مىبرم و تأكيد مىكنم كه قضاوت من در اين باره مرهون اقامت مدتى نسبتا دراز در اين سرزمين و تحقيق و بررسيهاى زياد است .
به اعتقاد من در كلّيه قوانين و در همهء عادات و رفتار ايرانيان نشانههاى انسان - دوستى به روشنى هويداست ، و بسى بيش از آنچه در يك حكومت خودكامه و مطلق العنان مىتوان توقع و اميد داشت اصول بشر دوستى حاكم است ؛ و آيا در اقطار جهان هيچ كشورى مىتوان يافت كه ملت براى اداى ماليات چنين تحت آزار و فشار نباشد ، ماليات سرانه ندهد ، و از دادن عوارض كلّيهء مواد ضرورى براى خوراك و پوشاك معاف باشد ؟ آيا در هيچ سرزمين حكومت با مردم چنين حد به مدارا و معدلت رفتار مىكند ؟ ايران مملكتى است كه جامعهء آن به دو طبقه ارباب و رعيّت تقسيم شده ، و درآمدها به تناسب تقسيم مىشود ، حتى محرومترين و بىنصيبترين افراد رنج بسيار نمىبرند . آيا تسهيم محصولات ميان مالك و زارع از اجاره كارى ، و اين كه اجاره دهنده محصول را چنان قيمت كند كه كشتگر مغبون گردد ، بهتر نيست ؟ و از آن گونه تعديات و زورگوييها كه بعضى مالكان بىانصاف نسبت به كشاورزانى كه در مزارع ايشان كشتگرى مىكنند رجحان ندارد ؟
آيا نظم و آيينى كه ميان سپاهيان برقرار كردهاند درخور آفرين نيست ؟ مىتوان باور كرد در هيچ سرزمين افراد سپاهى بدين آسودگى و خرّمى كه در سرزمين ايران زندگى مىكنند وجود ندارد . بىهيچ نگرانى چنان آرام و بىدردسر به كارهاى خود سرگرمند كه حتى فرمانده مستقيم خود را نمىشناسند ، و از سوى ديگر چنان كشور آرامى دارند كه مىتوانند چندان در زمينههاى مختلف به فعاليّت بكوشند كه نه تنها رنجى از ايشان به مردم نرسد ، بل كه شناخته نمىشوند ، و زحمت و سنگينى بر دوش ديگران ندارند . آيا شيوهاى درست و پسنديده نيست كه افسران و سپاهيان طبق ضوابط و اصولى كه تقلب در آنها امكان ندارد حقوق خود را دريافت كنند ، زيرا با اتّخاذ اين روش معقول نه به نام كسى كه وجود ندارد حقوق پرداخته مىشود و نه صاحبمنصبان مىتوانند حقوق افراد سپاهى را پاى مال كنند . خلاصه اين كه بيشتر قوانين و نظامات ايران به نفع رعايا تنظيم شده ، و هر زمان پادشاهى دادگر و بيداردل و رعيّتنواز بر اريكه سلطنت تكيه زند ، در اجراى قوانين سختگير باشد و از
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1283
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٨٣