اسب با ساز و برگ كامل و آراسته نگه مىدارند تا در لحظهء ظهورش براى سوارى وى آماده باشد .
پادشاهان ايران به منظور مزيد سرفرازى و افتخار خويش بر اين دعوىاند كه از سوى پدر از دودمان امامند ، و از جانب آنان بر خلق حكومت مىكنند ، و اعتراف مىكنند كه جز نگهبانى سلطنت در زمان غيبت امام هيچ حق و امتيازى ندارند . البته اين سخن از آن بر زبان مىآورند كه صدق ارادت خود را نسبت به امام به خلق بنمايند ، و به همين نيّت خود را بندهء امام مىشمارند . چنان كه آنچه بر مهرشان حك است بيانگر همين معناست ؛ و بر آنچه گفتهام مىافزايم كه پادشاهان ايران زير عنوان بندگى امام برجستهترين و باشكوهترين لقبها را كه تنها ذهن و نيروى تخيّل ايرانيان توان و استعداد تصور آنها را دارد بر نام خود مىافزايند . بنده كه كلمهاى فارسى و به معنى غلام و برده است از لفظ بند گرفته شده كه به معنى رشته و زنجير است .
اما جملهاى كه روى مهرهاى كوچك حك شده با آنچه روى مهرهاى بزرگ نقش شده كمى تفاوت دارد زيرا به جاى دين كه به معنى مذهب است كلمهء ولايت آمده كه به معنى سرزمين مىباشد « 1 » اما در زبان فارسى معنى و مفهوم اين دو لفظ يكى است زيرا به اعتقاد ايرانيان پيشواى روحانيت دارندهء سلطنت نيز هست ، و جانشينان امامان بايد هم بر امور دنيوى و هم بر امور دينى و روحانيت پادشاهى كنند ، و براى اين كه جمله به زبان فرانسوى دقيقتر و زيباتر و رساتر برگردانده شود بايد چنين گفت :
سليمان به حكم قانون حقيقى نايب امام پادشاه واقعى جهان است .
سال 1080 تاريخ تاجگذارى مجدّد شاه پس از سى ماه تاجگذارى اول اوست . گرداگرد مهر بزرگ شاه يك رباعى كه معنى آن خواهد آمد نقش شده ، و در توضيح مطلب بايد گفت كه حضرت على نخستين امام يعنى اولين جانشين حضرت پيغمبر است . افزون بر اين داماد و پسر عموى وى نيز هست ، و چون او پيشواى شيعيان ايران مىباشد تفسيرى كه از قرآن كرده مورد اعتقاد و توجه كامل ايرانيان مىباشد .
ايرانيان نامش را هميشه بر زبان دارند ، و همواره مورد احترام و تكريم آنان مىباشد .
هامش
( 1 ) ولايت به معنى سرزمين ، خطه ، كشور ، مملكت ، ملك پادشاه و زمين آبادان مىباشد و معنى مصدريش مالك امر شدن ، تصرف كردن ، متكفل كار كسى شدن ، دوست داشتن ، يارى دادن ، پادشاهى راندن است .