تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1282

مساهمون:

ص١٢٨٢
امريه‌ها و احكام نظامى به كار مىرود . همچنين مهرهاى كوچك ديگر را پاى اسناد و مراسلات مالى ، و احكام دربار ، و مكاتبات و اسناد مربوط به املاك پادشاه مىزنند . معتبرترين مهرها كه براى مهركردن احكام مهم به كار مىرود مهر مربع بزرگ است ، و به همين جهت شاه آن را همواره به گردن خود مىآويزد ، و اجداد وى از زمان شاه عباس چنين مىكرده‌اند . مهرهاى مهم را به نام يكى از پادشاهان بزرگ ايران همايون مىنامند « 1 » ، و مهرهاى كوچك مهرهاى « حكم جهان مطاع » نام دارند ، زيرا اين مهرها پاى احكامى زده مىشوند كه با اين عبارت آغاز مىشوند . و اين فرمانها خطاب به مأمورانى فرستاده مىشود كه بايد آنچه را در آن نوشته شده مو به مو و قاطعانه انجام دهند ، و گر چه اجراى آنها به بهاى جانشان تمام شود . مهر كوچك ديگر به دست خواجه سرايى سپرده شده كه خزانه‌دار پادشاه است ، و نفوذ و حوزهء قدرتش بسى افزون‌تر از مقام ظاهرى اوست . پيش از اين نيز ياد كردم كه مردمان مشرق زمين چنان كه در اروپا رسم است اسناد و نوشته‌ها را امضا نمىكنند ، و به جاى امضا مهر مىزنند . اما اين روش اختصاص به مسلمانان دارد ، و غير مسلمانان اصولا مهر به كار نمىبرند . و توجه بدين نكته مرا بر آن مىدارد كه باور كنم كه زادگاه دانش هندوستان بوده ، نه كلده و عربستان ؛ زيرا بىگمان مهر براى جبران نادانى و بىسوادى مردم در وجود آمده ، نتيجه اين كه اين وسيله ميان ملتها و جماعتهايى رواج يافته كه خط نوشتن نمىدانسته‌اند . دانشمندان ايران نيز بر همين اعتقادند و تأكيد مىكنند چون در سرزمين عربستان جز عدّهء بسيار كمى از مردم كه نويسندهء عامه بودند نوشتن نمىدانستند لاجرم خلق براى جبران اين نقص مهرى به نام خود نقش مىكردند تا براى تصديق و تأييد مطالبى كه به نام آنها نوشته مىشد به كار برند . پيغمبر اين كار را به روش ديگرى انجام مىداد بدين معنى كه به جاى مهر تمام كف دست خود را با مركب سياه مىكرد و به كاغذ مىزد . امپراتوران عثمانى نيز به تقليد از حضرت پيغمبر چنين مىكنند و به خود مىبالند . آنان نيز كف دست خويش را به مركب مىآلايند ، و بالاى احكام و فرامين خود مىفشارند ، گويى كه نشان سلطنتى ايشان نيز همين است ، و
هامش
( 1 ) همايون به معنى خجسته و باشكوه است و هيچ يك از پادشاهان ايران همايون نام نداشته است .