داشت ، و وزن هر دانه افزون بر دوازده قيراط بود . دانههاى اين مرواريدها كاملا گرد و در نهايت تابناكى بود . اما رنگشان مانند رنگ ديگر مرواريدهاى مشرق زمين اندكى طلايى مىنمود . علاوه بر اينها مقدار زيادى جواهرات مختلف به رنگهاى گوناگون به من نشان دادند . از جمله بسيارى دانههاى الماس كه وزن بيشتر آنها پنجاه تا صد قيراط بود . اما دربارهء مقدار طلا و نقرهء آگنده در خزانه ، اعتقاد من بر اين است كه هيچ كس نمىتواند اندازهء قريب آن را بگويد ؛ و من نيز اقرار مىكنم كه از تخمين كردن آن ناتوانم ؛ و وقتى از ناظر و بعضى مسؤولان ديگر در اين باره پرسيدم همان جوابى را كه دربارهء عوايد شاه شنيده بودم به من دادند ، حتى وقتى زيركانه و با مهارت خواستم از زبانشان چيزى بشنوم گفتند : دارايى زيادى است ، تنها خدا اندازهء آن را مىداند ؛ هيچ كس زحمت تخمين آن را نمىكشد ، ثروتى بىحساب است .
روزى كه به تماشاى خزانه رفته بودم پردهاى را كه جلو ديوارى آويخته شده بود كنار زدند ، و من در پس پرده انبوهى از كيسههاى آگنده از مسكوك را مشاهد كردم كه از پايين تا آسمانه روى هم چيده بودند ، و به تخمين من شمارهء اين كيسهها از سه هزار افزون بود . در هر كدام اين كيسهها پنجاه تومان معادل هفتصد و پنجاه اكو پول ما فرانسويان مسكوك نقره جا داشت به من گفتند سراسر ديوارهاى همه اتاقهاى خزانه از پايين تا بالا به همين ترتيب كيسههاى پر از مسكوك چيده شده ، و گاهگاه پولها را به دو كاى طلا تنها مسكوكى كه به ايران مىآورند عوض مىكنند . خزانه كه قريب چهل قدم مربع وسعت دارد و داراى چندين اتاق است به حرمسرا متصل مىباشد . هيچ يك از اتاقهاى خزانه روزن و پنجره ندارد ، و شاه و زنان حرمش غالبا مخصوصا هنگامى كه نفايس تازه وارد خزانه مىشود به تماشاى آن مىآيند ، و اين تماشا براى شاه به بهاى گران پايان مىپذيرد ، زيرا ناچار است به بانوانى كه همراهش آمدهاند از آن نفايس هدايايى بدهد . نام خزانهدار آقا كافور است . وى سخت گرفته چهر ، دژمخوى ، سردنفس و پيوسته خشم است ، و كمتر كسى به زشترويى او ديده مىشود . تنها در حضور شاه قيافهء نسبتا آرام به خود مىگيرد . در خزانه چندين صندوق وجود دارد كه اختيار گشودن و بستن در آن به دست خزانهدار نيست بل كه به مهرى ممهور شده كه همواره به گردن شاه آويخته است .
اكنون نوبت آن رسيده كه به چگونگى حسابرسى اموال سازمانهاى خالصه و دولتى بپردازم . اين محاسبات در دو مركز بزرگ جداگانه انجام مىگيرد . يكى از آن
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1268
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٦٨