تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1266

مساهمون:

ص١٢٦٦
يازد . تحصيلدار بايد با مآل انديشى و تدبير درست درشتى و نرمى را به هنگام ، به كار برد تا عمل كردش از طريق صواب و صلاح بيرون نشود . مسؤولان ديوان محاسبات مالياتها را در دفاتر مربوط ثبت مىكنند ، و اگر ناظرى در تأديه مبالغى كه گرفته ، و تسليم صورت حساب تعلّل ورزد ديوان محاسبات برات به نامش صادر مىكند ، و پس از اين كه پرداخت ، حسابش تسويه مىگردد . امّا يك ناظر هوشمند و عاقبت انديش كار را بدين مرحله نمىكشاند زيرا در حضرت شاه به داشتن سوء سابقه متهم مىگردد ، و از روى ديگر هزينه‌اى كه به كار برده ، و مخارجى كه صرف خوراك خود كرده جملگى به نرخ اصفهان در حساب مىآيد . اين نيز گفتنى است كليه پولهاى خالصى كه به جا مىماند به خزانهء پادشاه حمل مىگردد ، و خزانهء پادشاه چونان حفرهء ژرفناكى است كه هر چه در آن بريزند ناپيدا مىگردد و جز اندكى از آن بيرون نمىآيد ؛ و من هرگز نديده و نشنيده‌ام كه جز براى هديه دادن چيزى از آن خارج كنند ، و به ندرت اتفاق مىافتد كه غير اين مورد چيزى از خزانه بيرون شود . همهء پرداختهاى شاه جز در موارد شاذ و نادر ، و آنچه به حساب افراد بيگانهء مقيم كشورهاى دور پرداخته مىشود جملگى با صدور برات ادا مىشود . در سال 1666 شاه عباس ثانى طبق همين روال براتى به مبلغ پنجاه هزار اكو بابت بهاى جواهراتى كه به وى فروخته بودم عوض پول نقد به من داد و من ضمن عريضه‌اى معروض داشتم كه نقد كردن اين حواله براى من ناراحتيها و دشواريهاى زيادى خواهد داشت ، و چون اعليحضرت مأموريتهايى به من محول فرموده‌اند كه بايد هر چه زودتر به انجام دادن آن بكوشم دستور فرمايند اين مبلغ نقدا پرداخته شود . ناظر تقديم كردن اين عريضه را مصلحت شمرد و گفت بىگمان جواب موافق دلخواه و مراد تو خواهد بود . هر كس به هر عنوان پولى از خزانه بگيرد بايد ده درصد آن را به عنوان ماليات پس بدهد ، مگر اين كه شاه شخصا كسى را از اداى اين ماليات معاف بدارد ، و البته چنين امرى هرگز روى نمىدهد ؛ اما گاهى ممكن است اجازه دهد به جاى ده درصد پنج درصد بگيرند ، و با من بدين گونه رفتار كردند . خزانه پادشاه زير نظر يك خواجه اداره مىشود ، و همه همكارانش نيز خواجه‌اند . و صدراعظم و رئيس ديوان محاسبات ، هيچ كدام از آنچه در آن انباشته شده خبر ندارند ، و دور از نظارت ديگران حفاظت مىشود . به سخن ديگر گر چه
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1266 | ژان شاردن / اقبال يغمايى