تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1262

مساهمون:

ص١٢٦٢
سرگردان مىماندند ، و نيم آن صرف هزينهء گرفتن مىشد . شاه عباس ثانى بر اين روش بد و خشم انگيز خط بطلان كشيد و دستور داد حواله‌هايى را كه مبلغ آن كمتر از دو هزار و پانصد ليور است به نقاط دور و جدا از هم صادر نكنند . هر سرباز ، هر صنعتگر ، هر پيشه‌ور و مأمور مىتواند حواله‌اش را خود يا نوكرش ، يا هر كه بخواهد نقد كند . همچنين عده‌اى مىتوانند به اجتماع براى دريافت حوالهء خود مراجعه كنند . چنان كه نفرات يك گروهان سرباز ، يا كارگران يك كارخانه ، همچنين كلّيهء افرادى كه مزدشان به عهدهء شاه است مىتوانند حقوق خود را با هم بگيرند . اينان مقرون به صلاح و صرفه مىدانند كه افراد هر گروه حقوق خود را با هم دريافت دارند ، زيرا در غير اين صورت حيران و سرگردان مىباشند براى گرفتن يك حواله كه مبلغ آن زياد نيست چگونه خود را به محلى كه از جاى اقامتشان سيصد چهار صد فرسنگ فاصله دارد برسانند . ناچار براى اين كه حوالهء خود را نقدا دريافت كنند آن را به يكى از كسانى كه كارشان اين گونه معاملات است به يك چهارم بها بفروشند ، يا به كسى بدهند كه در برابر دريافت حق الزحمهء كمترى پس از وصول اصل مبلغ حواله ، به ايشان بدهد ، و شايد هرگز به گرفتن آن موفق نشوند . گاه چنان اتفاق مىافتد كه افراد يك سازمان يا اداره ، پس از گرفتن حواله‌هاى خود كسى را براى اعزام به محلّ جهت وصول مجموع حواله‌ها انتخاب مىكنند ، و با اجازهء رئيس يا فرمانده كل ، وى را بدان جا مىفرستند . او پس از انجام دادن مأموريت خود و گرفتن پول حواله‌ها مبلغى بابت هزينهء مسافرت و حق الزحمه ، به نسبت معيّن هر برات كسر ، و بقيه را به صاحبان آنها تسليم مىكند . به كسى كه عوايد دولتى را جمع‌آورى مىكند تحصيلدار مىگويند . اين كلمه از دو جزء يكى عربى و ديگرى فارسى تركيب شده و رويهم به معنى مأمور وصول است . تحصيل عربى و به معنى گرفتن و دريافت كردن است و حاصل داما
Hacel dama
كه سن ماتيو
Saintmathieu
در آيهء هشتم فصل 27 دربارهء مزرعه‌اى كه با پرداخت پول خريدارى ، و به يهودا داده شده تا در ازاى آن عيسى مسيح را رها سازد از اين كلمه اقتباس شده است . به دست آوردن شغل تحصيلدارى شاه آسان نيست ؛ زيرا افزون بر به كار بردن انواع ترفندها و دغل‌كاريها و تشبثات براى وصول به مقصود ، بايد هم دوستان و حاميان متنفّذ داشت ، و هم وثيقهء زياد سپرد . حق الزحمهء تحصيلدارى براى براتهاى