وزيران نيز آگاهى كامل و دقيق ندارند ، و اطلاعاتشان محدود به اين است كه بگويند در طىّ فلان سال چقدر طلا ، نقره ، جواهر ، و اشياء نفيس وارد خزانه شده است . مباشران هيچ يك از ايالات هم نمىتوانند درآمد دقيق محلّ مأموريّت خود را احصا نمايند زيرا برايشان معلوم نيست كداميك از ديهها ، املاك و مستغلات شاه به جاى حقوق در تيول مأموران اوست ، و مباشران حقّ نظارت بر آنها را ندارند .
اين نكته نيز گفتنى است كه ايرانيان اصولا در بند آن نيستند كه بدانند درآمدهاى پادشاه و حكّام بزرگ چقدر است ، و چگونه مصرف مىشود ؛ و نمىخواهند در اين موضوع و صدها مسألهء شبيه آن كه در نظر ما اروپاييان بسيار مهّم ، و دانستن آنها واجب مىنمايد كنجكاوى و بررسى كنند . بنابراين هرگز نمىتوان از هيچ ايرانى دربارهء عايدات شاه سخنى و خبرى شنيد كه قانع كننده باشد .
در طول مدّت نسبتا درازى كه من در دربار ايران رفت و آمد داشتم بسيار بار كوشيدم دريابم كه درآمد سالانهء واقعى شاه و دولت چقدر است ، و براى رسيدن به اين مقصود حتى از دادن هديه به اشخاصى كه اميدى به اطلاعاتشان داشتم دريغ نورزيدم . از وزيران و مباشرانى كه مأنوس و مألوف يكدگر بوديم ، و به من اعتماد كامل داشتند در اين كار يارى طلبيدم اما دريافتم اطلاعاتشان در اين زمينه بيش از من نمىباشد . آنان فقط دربارهء درآمدهاى حوزهء مأموريّت خويش اطلاعات ناقصى داشتند نه بيش ، و در برابر اصرارم مىگفتند : تنها خدا از درآمد شاه آگاه است . ما همين قدر مىدانيم كه عايداتش زياد و بيرون از حساب مىباشد ، و جوابى روشنتر و رساتر نداشتند كه بگويند .
علّت اين كه مقدار عايدات شاه را به درستى نمىتوان برآورد كرد دو چيز است . نخست اين كه منابع مختلف درآمدهاى شاه همواره در حال جا به جا شدن ، و در تيول بعضى افراد مىباشد ، و به حقوق آنان اختصاص دارد . با وجود اين مختصر اطلاعاتى را كه در اين زمينه به دست آوردهام ، و به درستى آنها اطمينان كامل دارم مىآورم .
عايدات تقريبى سالانهء زمينهاى ديوانى شاه در هر ايالت صد هزار فرانك است و رويهم بر دو ميليون بالغ مىگردد .
مجموع درآمد كلّيهء زمينهاى خالصه چهارده ميليون ، و عايدات شهر رشت مركز گيلان به تنهايى يك ششم مجموع درآمد شاه مىباشد ؛ همچنين عايدات مازندران
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1255
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٥٥