تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1249

مساهمون:

ص١٢٤٩
اسب سنجيده مىشود . اما در همهء ايالات برابر نيست ، و در هر ايالت فرق مىكند . مثلا در برخى ايالات به ازاى هر بار يك سو ، و در ايالتى ديگر پنج يا شش ليور مىگيرند . اما دربارهء عايدات گمرك كه در همهء كشورها مهم‌ترين منابع درآمدهاست مقدار آن در ايران زياد و قابل توجه نيست ، و تنها در منطقهء فارس حقّ گمرك نسبت به ارزش كالا گرفته مىشود ؛ و در سرحدّات ديگر مأموران بدون نگرش به ارزش كالا عوارض را به مقياس بار شتر ، يا يك بار اسب يا بار قاطر ، يا بار گاو و يا بار خر دريافت مىكنند ، و به محتويات بار چنان كه بايد توجه و اعتنا ندارند . اين راه و روش تا سالهاى اخير همچنان ادامه داشت ؛ و من تا اوايل سفرم به ايران كه در سال 1666 اتفاق افتاد ، همچنان شاهد اين آسانگيرى بودم . مأموران گمرك چه هنگام ورود مسافران و كاروانيان به داخل كشور ، و چه هنگام بيرون شدن آنان از مرز ، بسته‌هاى لباسهاى آنان را بازرسى نمىكردند ، و از آن بسته‌ها عوارض نمىگرفتند . به همين جهت گاهى كاروانيان پنج يا شش بار كالا را به نام لباس ، بدون پرداخت عوارض از مرز مىگذراندند ، و حال آن كه نيم اين بارها محتوى كالاهاى پربها بود . يكى از مقررات گمرك اين بود كه از هر ده بار يكى از آنها را از پرداخت حقوق گمرك معاف مىداشتند ، و چون بازرگانان بدين قانون آگاه بودند ، هميشه هنگام رسيدن به مرز هديه‌اى به رئيس مأموران گمرك مىدادند ، و او ده برابر بهاى آن هديه ، بلكه بيشتر به آنان ارفاق مىكرد ؛ و به اصطلاح خود كاروانيان را در پرداخت عوارض گمرك مهمان خويش مىكرد . به سخن ديگر كاروانيان و مسافران با دادن رشوه همواره امور گمركى خود را به صورت رضايت بخشى انجام مىدادند . بنابراين مىتوان باور كرد رفتار مأموران گمرك ايران از همهء مأموران ديگر كشورها در سراسر گيتى به هنجارتر ، سبك‌تر و موافق‌تر مىباشد ؛ و با توجّه به اين كه مأموران گمرك در آغاز خدمت تهىدست و بىنوايند ، و پس از مدتى نه بسيار دراز ، همه دارا و دولتمند مىشوند ، مىتوان باور كرد كه شاه اصولا پيش از آن كه به منافع خود توجه و اعتنا داشته باشد ، گاهى ادارهء گمرك مرزها را به افراد مورد نظر خود كه از مال دنيا نصيبى ندارند مىسپارد تا از درآمد آنها متنعم شوند . چنان كه ناظر يا رئيس گمرك دو بندرعباس و كنگ
Cong
واقع در كرانهء خليج فارس كه نزديك‌ترين بنادر بزرگ به جزيرهء هرموز مىباشد در مدّت يك سال مأموريّت خويش سه تا چهار صد هزار ، و