و كوهستان را مىپوشاند ، و تا نگاه را قوّت رفتن است زمين را پوشيده از گوسفند مىنگرد ؛ و من در راه سفر به گلههايى رسيدهام كه در حال سوارى زودتر از دو سه ساعت نتوانستهام از برابرشان بگذرم .
يك هفتم محصولات مختلف اين گلههاى عظيم متعلق به پادشاه مىباشد ، و چوپان باشى يا مهتر چوپانها كه وزير يا ناظر آنان را به منطقه مىفرستد ، يا همراه چند گله مىكند عوارض آنها را مىگيرد . گلههاى چهارپايان ايران عموما از بز ، گوسفند ، خر ، قاطر ، و شتر تشكيل مىشود . گاو در ايران بسيار نيست . دربارهء درآمد ايلخيها بايد بگويم كه يك سوّم بهاى كرّه اسبها تعلق به شاه دارد ، و گر چه قيمت يك كره اسب را بيش از ده تا دوازده فرانك به حساب نمىآورند بارى ، مبلغى كلّى عايد پادشاه مىگردد .
يك سوّم درآمد محصول ابريشم و پنبهء سراسر كشور ، همچنين كلّيهء معادن فلزات و احجار كريمه و صيد مرواريد متعلق به پادشاه است ، و گر چه يك سوم درآمد آن را بابت هزينه برمىدارند ، مبلغى قابل توجه به جا مىماند .
چهارمين منبع درآمد پادشاه عوايدى است كه از ضرب سكّه بهرهء وى مىگردد ، و مقدار آن پس از وضع حقوق مأموران و مخارج متفرقه دو در صد است .
پنجمين منشاء درآمد شاه كه مهم مىباشد عايدات حاصل از آب است ؛ زيرا آب در ايران قدر و قيمت زياد دارد ، و رها نمىكنند اندكى از آن بيهوده هدر رود .
شنيدهام كه درآمد آبهاى اطراف اصفهان هر سال به چهار هزار تومان ، معادل شصت هزار اكوست .
ششمين منبع درآمد شاه عبارت از جزيهايست كه غير مسلمانان اعم از اهالى ايران يا افراد بيگانه مىپردازند . و اين جزيه از هر غير مسلمان كه حاضر به قبول دين اسلام نيست معادل يك دوكا طلا گرفته مىشود .
هفتمين منبع عايدات پادشاه مالياتى است كه بنيچه نام دارد ، و از دكانداران ، براى هر دكان متعلق به ارباب حرف ده سو ، و براى هر دكان معمولى بيست سو ، دريافت مىگردد ، و من دربارهء اين ماليات در صفحات آتى شرح بيشتر مىدهم .
از ديگر مالياتهاى مرسوم عوارض راهدارى و گمرك مىباشد . عوارض راهدارى را براى حفظ امنيت طرق و شوارع مىگيرند ، و مقدار آن به نسبت بار شتر يا
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1248
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٤٨