تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1235

مساهمون:

ص١٢٣٥
مىگويند كه فعاليّتهاى رنج‌مند آنان سودى نداده ، كشتشان دچار آفت گرديده و محصولشان فقط كفاف بذر سال آينده را مىكند . به سخن ديگر كشاورزان براى فريب دادن مالك ، و باوراندن اين كه محصولشان دچار آفت زدگى شده ، و ربودن قسمت بيشتر محصول ، ترفندها مىدانند ، و چنانچه مالك به هنگام برداشتن خرمن يك يا چند نفر مراقب بفرستد همه را به چرب زبانى فريب مىدهند ؛ و اگر واقعا به محصول آفتى رسيده باشد ، براى اين كه به مالك و بازرسان او بفهمانند كه سراسر كشتزار دچار آفت شده ، و در برابر زحماتى كه كشيده‌اند جز آه و حسرت نصيبى ندارند چند شاخهء خشكيده يك درخت ، و دسته‌اى از خوشه‌هايى كه نشان آفت‌زدگى بر آنهاست مىبرند و به وى نشان مىدهند ، و بدين گونه به او مىفهمانند كه پس از درو نبايد چشم به راه باشد كه سهمى عايدش شود و سودى برد . اين نكته نيز گفتنى است كه از زمانهاى قديم بر حسب آزمايش براى هر جريب از زمين مزروع هر منطقه مقدار معينى محصول پيش بينى شده است . بدين معنى كه گفته‌اند در فلان مقدار جريب از فلان زمين بايد فلان مقدار بذر افشانده شود ، و فلان مقدار محصول برداشته شود ، و سهم مالك فلان مقدار است . مبناى اين تخمين حدّاقل است ، و كشاورز ايرانى چنانچه كمترين آفت به محصول نرسيده باشد ناچار لب به شكوه نمىگشايد ، اگر مقدار محصول با حدّاقل تخمين برابر بود براى اين كه بدين بهانه سهم بيشترى ببرد شكايت آغاز مىكند ، و چنانچه اندازهء محصول به سبب آفت رسيدگى حقيقتا كمتر از حدّ تخمين بود شيون و غوغا برمىآورد كه حاصل زحماتش همه بر باد رفته و يك دانه گندم يا جو بر جاى نمانده است . اما كشاورزانى كه روى زمين متعلق به خود فعّاليّت مىكنند چون ارباب و شريك ندارند صداقت و صميميّتشان بيشتر است ، چه نبايد به خود دروغ بگويند . امّا ديهقانانى كه روى املاك شاه كار مىكنند چون تعهدات متعددى به گردن دارند و غالبا به عناوين مختلف به آنان تعدى مىشود خويش را مجاز مىشمارند به جبران برخيزند ، و سهم بيشترى ببرند ؛ و من پس از بررسيهاى دقيق به اين نتيجه رسيده‌ام كه در هر منطقهء مشرق زمين حكومت استبدادى با شدّت و حدّت بيشتر حكمفرماست دروغ و نيرنگ و فريب و خيانت بيشتر رواج دارد . به سخن ديگر زور و نادرستى هم عنانند ، و هر جا به كشاورز تجاوز بيشتر شود تقلب شيوع بيشتر مىيابد ، و چنين