فصل ششم مالكيّت زمين و درآمدهاى آن
زمينهاى سراسر ايران دو گونه است ، يا داير و معمور يعنى قابل كشت و زرع است ، و يا غير آن يعنى باير و ناآباد كه در آن كشاورزى نمىشود . زمينهاى داير و آباد نيز چهار گونه است : زمينهاى متعلق به دولت ، زمينهاى خالصه ، اراضى وقفى و زمينهاى متعلق به مردم .
بيشترين زمينهاى آباد متعلق به دولت است ، و دولت قسمتى از اين اراضى را براى به دست آوردن عايدات مورد احتياج در اختيار خود نگه مىدارد ، و قسمت ديگر را به منظور پرداخت حقوق كارمندان و مأموران ارتش و سربازان اختصاص مىدهد زيرا حقوق سادهترين سربازان بايد از محلّ درآمد يك دهكده يا آبادى تأمين شود .
اراضى خالصه همه متعلق به شاه و در ملكيّت شخص اوست ، بخشى از آنها در تيول صاحبان مشاغل است ، و از درآمد قسمتى ديگر حقوق درباريان و خدمتگران دربار ، همچنين حقوق كليّه صاحبمنصبان و سربازانى كه مخارج آنها به عهدهء شاه است تأمين مىگردد . بخشى نيز براى مدتى معيّن يا دائم به كسانى كه مورد توجه شاه مىباشند واگذار شده است ، و در صورت اخير از پدر به پسر منتقل مىگردد . و باقى مانده اراضى پادشاه نيز به منظور پسانداز عوايد آن در اختيار بعضى از وزيران يا مباشران است .
بيشتر اراضى خالصه در ايالتهاى پارت ، پارس ، برخى از نواحى كرمان ، هيركانى ، قسمتى از ايالت ماد ، و اصطهبانات كه مشتمل بر بيشى از نيمهء كلدهء قديم مىباشد ، پراگنده است .
زمينهاى موقوفه را شاه يا افراد ديگر وقف كردهاند ، و در ايران جنبهء تقدس