تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1237

مساهمون:

ص١٢٣٧
خورده خشك بىدانه را با خود مىبرند ، و چون به مقصد رسيدند به رهنمايى راهنمايان بر رهگذر شاه اجتماع مىكنند ، و به فريادكشيدن و فغان كردن مىپردازند . دستارهاى خود را بر زمين مىكوبند ، جامه بر تن مىدرند ، و خاك بر هوا مىپاشند ، و چندان مىخروشند ، و به صداى بلند فرياد مىكشند كه صداشان تا نيم فرسنگى طنين مىافگند . شاه به شنيدن اين صداهاى ناهنجار يكى از معتمدانش را به تحقيق مىفرستد . كشاورزان عرضحال و شكايت نامهء خويش را به او مىدهند و وى را از بلايى كه برايشان رسيده آگاه مىكنند . معتمد شاه براى آگاه كردن وى بازمىگردد و اگر مدتى گذشت و جوابشان نرسيد دگر بار شديدتر از بار اول خروشيدن و فرياد كشيدن آغاز مىكنند . شاه براى آرام ساختن و دلجويى كردن كشاورزان مباشر محل را احضار مىكند . وى كه به سبب عدم مرافقت با كشاورزان سبب راهى شدن آنان به دربار شده اطلاعات لازم را به دربار مىدهد ، و قضاوت را به عهدهء وزيران مىگذارد ، حاصل اين كه وزيران به مباشر توصيه مىكنند كه موجبات ترضيهء خاطر كشاورزان را فراهم كند ؛ يا يك يا دو مأمور مىفرستند تا در محل به شكايت دهقانان رسيدگى ، و موجبات رفع ناراحتىشان را فراهم كنند ، كه در هر دو حال كشاورزان به مراد خود مىرسند ، و در هر صورت شاه عملا به طور غير مستقيم هزينهء رفت و برگشت كشاورزان و مأموران و قيمت هدايايى كه برزيگران به مأموران مىدهند همه و همه از عايدات وى كسر مىشود . و اين است حاصل بيدادگريهاى حكومتهاى مستبد در مشرق زمين . بزرگان ، ضعيفان را بىرحمانه شكنجه و آزار مىكنند ، و ستمرسيدگان متقابلا با سلاح دروغ و نيرنگ و خيانت زشتكاريها و بيدادگريهاى ايشان را تلافى مىنمايند ، و حقّ خويش را مىستانند . به سخن ديگر پادشاهان مستبد قارهء آسيا با اين كه در شكنجه كردن و رنجه ساختن ملّت خود توانا و قوى دستند هرگز آن نيرو و توان ندارند چندان كه مردم حقوقشان را مىربايند و پامال مىكنند اموال آنان را به غارت برند . از روى ديگر اگر كشاورزان به حيله قسمتى از حقوق اربابان خود را مىربايند آنان نيز از طريق گرفتن رعايا به بيگارى تلافى مىكنند بدين شرح كه مالكان كشاورزان را در محل به ساختن عمارت و باغ و امثال آن ناچار مىكنند ، و اگر مواردى پيش آيد كه در كارهاى عمومى دهكده به كارگر نياز افتد آنان را به عملگى مىگمارند . ارباب از چهارپايان و ديگر وسايل نقليّهء كشاورزان خود به رايگان استفاده
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 1237 | ژان شاردن / اقبال يغمايى